موسوى خمينى - سيّد روح اللّه (امام)
(موسوى خمينى - سيّد روح اللّه (امام
|29|
موسوى خمينى - سيّد روح اللّه (امام)
نام: سيّد روح اللّه(امام)
شهرت: موسوى خمينى
نام پدر: سيّد مصطفى
زادگاه: خمين
سال تولد: 1320قمرى
مسئوليّت: مرجع جهان تشيّع و
بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران.
توضيح: زندگى نامه حضرت امام(ره)
به عنوان تبرك و تيمّن در اين
مجموعه آورده شده است.
|
|31|
موسوى خمينى - سيّد روح اللّه (امام)
ولادت و دوران كودكى
امام خمينى(ره) در روز بيستم جمادى الثانى 1320 در شهرستان خمين از توابع
استان مركزى ايران در خانواده اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانى از سلاله
زهراى اطهر(س) پاى بر خاكدان طبيعت نهادند.
پدر بزرگوار امام خمينى مرحوم آية اللّه سيّد مصطفى موسوى از
معاصران
مرحوم آيةاللّه العظمى ميرزاى شيرازى، پس از كسب علوم و معارف در نجف اشرف
و رسيدن به درجه اجتهاد، به ايران بازگشت و در خمين ملجأ مردم و هادى آنان
درامور دينى شد. در حالى كه بيش از پنج ماه از ولادت «روح اللّه» نمىگذشت كه
طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمّال حكومت وقت، نداى حق طلبى پدرش را كه
در برابر زورگويىهاىشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسير
خمين به اراك، وى را به شهادت رساندند.
تحصيل علوم اسلامى
حضرت امام از سنين كودكى و نوجوانى با بهرهگيرى از هوشى سرشار، قسمتى از
معارف متداول روز و علوم مقدّماتى و سطح حوزههاى دينيّه، از جمله ادبيّات عرب،
منطق، فقه و اصول را نزد معلمان و علماى منطقه فراگرفتند و در سال 1298شمسى
عازم حوزه علميّه اراك شدند.
|
|32|
هجرت به قم
پس از هجرت آية اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى(نوروز 1300،
مطابق با رجب المرجب 1340) امام خمينى(ره) نيز رهسپار حوزه علميّه قم شدند و به
سرعت مراحل تكميلى تحصيلات حوزوى را نزد اساتيد حوزه قم طى كردند كه
مىتوان از فرا گرفتن تتمّه مباحث كتاب مطوّل (در علم معانى و بيان) نزد مرحوم آقا
ميرزا محمد على اديب تهرانى و تكميل دروس سطح نزد مرحوم آية اللّه سيّد محمد
تقى خوانسارى، و بيشتر نزد مرحوم آية اللّه سيّد على يثربى كاشانى و دروس خارج
فقه و اصول نزد زعيم حوزه قم آية اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى
نام برد. همزمان با فراگيرى فقه و اصول، ايشان نزد فقها و مجتهدان وقت به فراگيرى
رياضيات، هيئت و فلسفه نزد مرحوم حاجسيّد ابوالحسن رفيعى قزوينى و ادامه
همين دروس و نيز علوم معنوى و عرفانى نزد مرحوم آقا ميرزا على اكبر حكيمى
يزدى و عروض و قوافى و فلسفه اسلامى و فلسفه عرب نزد مرحوم آقا شيخ محمد
رضا مسجدشاهى اصفهانى و اخلاق و عرفان نزد مرحوم آية اللّه حاج ميرزا جواد
ملكى تبريزى و عالىترين سطوح عرفان نظرى و عملى به مدّت شش سال نزد
مرحوم آية اللّه آقا ميرزا محمد على شاه آبادى پرداختند و سير و سلوك معنوى را سر
لوحه زندگى خويش ساختند. حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علميّه قم
به تدريس چندين دوره فقه ، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامى همّت گماشتند و
در حوزه علميّه نجف نيز قريب چهارده سال معارف اهل بيت و فقه را در عالىترين
سطوح تدريس نمودند. و در نجف براى نخستين بار مبانى نظرى حكومت اسلامى
را در سلسله درسهاى «ولايت فقيه» بازگو نمودند . به گفته شاگردان ايشان درس
امام خمينى از معتبرترين كانونهاى درسى حوزه محسوب مىشد و در برخى از
دورهها - سالهاى تدريس در حوزه علميّه قم - شاگردان حاضر در محضر استاد به
|
|33|
1200 نفر هم رسيده بودند كه در ميان آنان دهها تن از مجتهدان مسلّم و شناخته شده
حاضر بودند.
دهم فروردين 1340 آية اللّه العظمى بروجردى رحلت كردند. امام
خمينى بعد از
رحلت آية اللّه بروجردى علىرغم استقبال حوزه علميّه و مردم، همچون ادوار
گذشته زندگى خويش، كوچكترين قدمى براى مرجعيّت خود برنداشتند.
پس از رحلت آية اللّه بروجردى و تجزيه مرجعيّت عظما، رژيم
شاه شتاب
بيشترى به اصلاحات مورد نظر آمريكا داد. لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى كه به
موجب آن شرط مسلمان بودن و سوگند به قرآن كريم تغيير مىيافت، در شانزدهم مهر
1341 به تصويب كابينه اسداللّه علم رسيد. امام خمينى به همراه علماى بزرگ قم و
تهران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مزبور پس از تبادل نظر، به اعتراضات
همه جانبه عليه دستگاه حكومتى دستزدند.
رژيم شاه ابتدا به تهديد و تبليغات عليه روحانيّت دامن زد.
با وجود اين، گستره
قيام رو به فزونى نهاد. در تهران، قم و برخى شهرهاى ديگر بازارها تعطيل و مردم در
مساجد به حمايت از حركت علما گردآمدند. حضرت امام معتقد بودند كه دولت
مىبايد رسماً لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى را لغو كند و خبر آن را انتشار
دهد.
سرانجام رژيم شاه تن به شكست داد و به طور رسمى در هفتم آذر
1341
هيئتدولت، مصوّبه قبلى را لغو كرد و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع
داد. امام خمينى در نشست با علماى قم مجدّداً بر مواضع خويش پاىفشردند و لغو
مصوّبه در پشت درهاى بسته را كافى ندانستند و اعلام كردند: «تا زمانى كه لغو آن در
رسانههاى عمومى پخش نشود، قيام ادامه خواهد داشت». فرداى آن روز، خبر لغو
انجمنهاى ايالتى و ولايتى در روزنامههاى دولتى منعكس شد. به دنبال اين
پيروزى، علماى اسلام و مردم مسلمان، تبليغات وسيعى عليه روحانيّت و امام
خمينى آغاز شد. شاه تصميم به سركوبى قيام داشت. روز دوم فروردين 1342 كه
|
|34|
مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) بود، مأموران مسلّح رژيم با لباس
مبدّل، اجتماع طلّاب علوم دينى در مدرسه فيضيّه را بر هم زدند و متعاقب آن
نيروهاى پليس با سلاح گرم وحشيانه به مدرسه فيضيّه يورش بردند و به كشتار و
ضرب و شتم طلّاب پرداختند. همزمان مدرسه دينى طالبيّه تبريز نيز مورد هجوم
قرار گرفت.
امام خمينى در پيامى (به تاريخ 12/2/1342شمسى) به مناسبت
چهلم فاجعه
فيضيّه بر همراهى علما و ملت ايران در رويارويى سران ممالك اسلامى و دول عربى
با اسرائيل غاصب تأكيد ورزيدند و پيمانهاى شاه و اسرائيل را محكوم كردند و بدين
ترتيب، از آغاز قيام خويش نشان دادند كه نهضت اسلامى در ايران از مصالح امت
اسلامى جدا نيست.
قيام پانزدهم خرداد
امام خمينى عصر عاشوراى سال 1383 قمرى (سيزدهم خرداد 1342) در مدرسه
فيضيّه نطق تاريخى خويش را ايراد كردند. بخش عمدهاى از سخنان امام به بيان نتايج
زيانبار سلطنت دودمان پهلوى و افشاى روابط پنهانى شاه و اسرائيل اختصاص
داشت. سخنان امام خمينى همچون پتكى بر مغز شاه كه جنون قدرت و تكبّر فرعونى
او زبانزد خاص و عام بود، فرود آمد. شاه فرمان خاموش كردن صداى قيام را صادر
كرد. نخست جمع زيادى از ياران امام خمينى در شامگاه چهاردهم خرداد دستگير و
ساعت سه نيمه شب (سحرگاه پانزدهم خرداد 1342) حضرت امام را در حالى كه
مشغول نماز شب بود دستگير و به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران تهران
زندانى كردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند.
خبر دستگيرى امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پيچيد، زن و مردم از
روستاها و منازل خويش در شهر به سوى منزل قائد خود حركت كردند. شعار اصلى
|
|35|
جمعيّت «يا مرگ يا خمينى» بود كه از تمام فضاى قم به گوش مىرسيد. هنگامى كه
سيل جمعيّت از حرم حضرت معصومه(س) بيرون آمدند رگبار مسلسلها گشوده
شد و تا ساعتى چند درگيرى شديد ادامه داشت. قيام، بىرحمانه سركوب و كنترل
شد. كاميونهاى نظامى، اجساد شهدا و مجروحان را به سرعت از خيابانها و كوچهها
به نقاط نامعلومى بردند.
صبحگاه پانزدهم خرداد خبر دستگيرى رهبر انقلاب به تهران،
مشهد، شيراز و
ديگر شهرها رسيد و وضعيّتى مشابه قم پديد آورد. مردم ورامين و شهركهاى
اطراف به سوى تهران سرازير شدند . تانكها و زره پوشها و نيروهاى نظامى براى
جلوگيرى از ورود معترّضان به شهر، در سه راهى ورامين با جمعيّت درگير شدند و
جمع زيادى از راهپيمايان را به خاك و خون كشيدند. جمعيّت انبوهى در حوالى بازار
تهران و مركز شهر نيز گرد آمده و با شعار «يا مرگ يا خمينى» به سوى كاخ شاه به
حركت درآمدند. سرانجام مأموران نظامى شاه و پليس با تيراندازى گسترده و به
كارگيرى تمام توان بر قيام فايق آمدند.
با دستگيرى رهبر نهضت و كشتار وحشيانه مردم در روز پانزدهم
خرداد 1342،
قيام ظاهراً سركوب شد. امام خمينى در حبس با شهامت تمام، از پاسخ گفتن به
سؤالات بازجويان، با اعلام اينكه هيئت حاكمه ايران و قوّه قضائيّه آن را غير
قانونى و
فاقد صلاحيّت مىدانند، اجتناب ورزيدند.
در شامگاه هيجدهم فروردين 1343 بدون اطلاع قبلى امام خمينى
آزاد و به قم
منتقل شدند. به محض اطلاع مردم، شادمانى، سراسر شهر را فرا گرفت و جشنهاى
باشكوهى در مدرسه فيضيّه و شهر به مدّت چند روز بر پا گشت. سه روز از آزادى
امام نمىگذشت كه نطق انقلابى ايشان مهر بطلانى بر همه تصوّرات و تبليغات رژيم
زد. رهبر كبير انقلاب در نطق خويش به تبيين ابعاد قيام پانزدهم خرداد پرداخته و در
پاسخ به گزارش كذب روزنامهها مبنى بر تفاهم ايشان با رژيم فرمودند:
|
|36|
«در سر مقاله نوشته بودند كه با روحانيّت تفاهم شده و روحانيّت با انقلاب سفيد
شاه و ملت موافق هستند. كدام انقلاب؟ كدام ملت؟ خمينى را اگر دار بزنند تفاهم
نخواهد كرد. با سرنيزه نمىشود اصلاحات كرد».
الف) قيام عليه احياى كاپيتولاسيون، و
تبعيد به تركيه
شاه به تصوّر اينكه كشتارها، بازداشتها و محاكمهها، نيروى مقاومت عمده را از
سر راه برداشته است، تحت فشار آمريكا در انجام اصلاحات ديكته شده كاخ سفيد
مصمّم بود. احياى رژيم كاپيتولاسيون (مصونيت سياسى و كنسولى اتباع آمريكايى
در ايران) در دستور كار قرار گرفت. تصويب اين لايحه به وسيله مجلس فرمايشى
سنا و شورا تير خلاصى بر استقلال نيم بند ايران بود. امام خمينى در روز چهارم آبان
1343، كه سالروز تولد شاه بود، يكى از ماندگارترين سخنرانىهاى خويش را در
حضور جمع كثيرى از روحانيان و مردم قم و ديگر شهرها ايراد كردند. اين نطق
تاريخى در حقيقت محاكمه دخالتهاى غير قانونى هيئت حاكمه آمريكا در كشور
اسلامى ايران و افشاى خيانتهاى شاه بود.
سحرگاه سيزدهم آبان 1343 بار ديگر كماندوهاى مسلّح اعزامى از
تهران، منزل امام
خمينى را در قم محاصره كردند. حضرت امام بازداشت و به همراه نيروهاى امنيّتى
مستقيماً
به فرودگاه مهرآباد تهران اعزام و با يك فروند هواپيماى نظامى تحت الحفظ مأموران
امنيّتى و نظامى به آنكارا پرواز كردند. اقامت امام در تركيه يازده ماه به درازا
كشيد.
ب) تبعيد از تركيه به عراق
روز سيزدهم مهر 1344 حضرت امام به همراه فرزندشان آية اللّه حاج آقا مصطفى
از تركيه به تبعيدگاه دوم، يعنى كشور عراق اعزام شدند. بر خلاف تصوّر رژيم شاه،
استقبال پرشور طلّاب و مردم از ايشان در عراق بيانگر آن بود كه پيام نهضت پانزدهم
|
|37|
خرداد در عراق و نجف نيز هوادارانى يافته است. امام خمينى(ره) سلسله درسهاى
خارج فقه خويش را در آبان 1344 در مسجد شيخ انصارى نجف آغاز كردند كه تا
زمان هجرت از عراق به پاريس ادامه داشت. و در بهمن 1348 سلسله درسهاى
خويش را در باره «حكومت اسلامى» يا «ولايت فقيه» آغاز كردند. انتشار مجموعه
اين درسها در قالب كتابى تحت عنوان ولايت فقيه يا حكومت اسلامى در ايران،
عراق، لبنان و در موسم حج شور تازهاى به مبارزه مىداد.
امام خمينى در تمام دوران پس از تبعيد، على رغم دشوارىهاى
پديد آمده،
هيچگاه دست از مبارزه نكشيدند، و با سخنرانىها و پيامهاى خويش اميد به پيروزى
را در دلها زنده نگاه مىداشتند. ايشان در پيامى (در هفدهم خرداد 1346) به مناسبت
جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل فتواى انقلابى خويش را مبنى بر حرمت هرگونه
رابطه تجارى و سياسى دولتهاى اسلامى با اسرائيل، و حرمت مصرف كالاهاى
اسرائيلى در جوامع اسلامى را صادر كردند.
ج) استمرار مبارزه
اواخر اسفند 1353، شاه با تشكيل حزب «رستاخيز» و ايجاد سيستم تك حزبى،
خودكامگى را به حدّ اعلى رساند و طى يك نطق تلويزيونى اعلام كرد: تمام ملت
ايران بايد عضو اين حزب شوند و كسانى كه مخالفاند، بايد گذرنامه خود را گرفته و
از كشور خارج شوند. امام خمينى بلافاصله طى فتوايى اعلام كردند: «نظر به مخالفت
اين حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان ايران، شركت در آن بر عموم ملت حرام و
كمك به ظلم و استيصال مسلمين و مخالفت با آن از روشنترين موارد نهى از منكر
است». فتواى امام خمينى و برخى ديگر از علماى اسلام كارساز و مؤثر افتاد. رژيم
شاه علىرغم تبليغات گسترده ، پس از چند سال رسماً شكست رستاخير را اعلام و آن
را منحل كرد.
|
|38|
سال 1354شمسى و در سالگرد قيام پانزدهم خرداد ، مدرسه فيضيّه قم بار ديگر
شاهد قيام طلّاب انقلابى بود. فريادهاى درود بر خمينى و مرگ بر سلسله پهلوى به
مدّت دو روز ادامه داشت. اين حركت انقلابى بر شاه و ساواك بسيار گران آمد.
مأموران پليس مدرسه را محاصره و در جريان يك يورش بىرحمانه و ضرب و شتم
طلّاب، كلّيّه معترّضان را دستگير و به زندان افكندند.
شاه در ادامه سياستهاى مذهب ستيز خود در اسفند 1354 وقيحانه
تاريخ رسمى
كشور را از مبدأ هجرت پيامبر اسلام به مبدأ سلطنت شاهان هخامنشى تغيير داد. امام
خمينى در واكنشى سخت، فتواى حرمت استفاده از تاريخ بىپايه شاهنشاهى را صادر
كردند. تحريم استفاده از اين مبدأ موهوم تاريخ همانند تحريم حزب رستاخيز از
سوى مردم ايران با استقبال روبهرو شد و هر دو مورد به افتضاحى براى رژيم شاه
تبديل شد تا جايى كه رژيم در سال 1357شمسى ناگزير به عقبنشينى و لغو تاريخ
شاهنشاهى شد.
اوج گيرى انقلاب اسلامى در سال 1356شمسى
شهادت آية اللّه حاج آقا مصطفى خمينى در اوّل آبان 1356 و مراسم پرشكوهى كه
در ايران برگزار شد، نقطه آغازى برخيزش دو باره حوزههاى علميّه و قيام جامعه
مذهبى ايران بود. امام خمينى در همان زمان به گونهاى شگفت اين واقعه را از الطاف
خفيّه الهى ناميدند. رژيم شاه با درج مقالهاى توهينآميز عليه امام در روزنامه
اطلاعات به
زعم خود، از ايشان انتقام گرفت.
اعتراض به اين مقاله، به قيام نوزدهم دى ماه قم در سال 1356
منجر شد كه طى آن
جمعى از طلّاب انقلابى و مردم به خاك و خون كشيده شدند. برگزارى مراسم سوم،
هفتم و چهلمهاى پياپى در بزرگداشت خاطره شهيدان اين قيام در تبريز، يزد،
اصفهان و تهران قيامهايى مكرّر پديد آورد.
|
|39|
هجرت از عراق به پاريس
در ديدار وزراى خارجه ايران و عراق در نيويورك تصميم به اخراج امام از عراق
گرفته شد. روز دوم مهر 1357 منزل امام در نجف به وسيله قواى بعثى محاصره
گرديد. رئيس سازمان امنيّت عراق در ديدار باامام خمينى گفته بود كه شرط ادامه
اقامت ايشان در عراق دست كشيدن از مبارزه و عدم دخالت در سياست است و امام
نيز با قاطعيّت پاسخ داده بودند كه به سبب مسئوليّتى كه در مقابل امت اسلام احساس
مىكند حاضر به سكوت و هيچگونه مصالحهاى نيست.
امام خمينى روز دوازدهم مهر، نجف را به قصد مرز كويت ترك
گفتند. دولت
كويت بااشاره رژيم ايران از ورود امام به اين كشور جلوگيرى كرد. قبلاً صحبت از
هجرت امام به لبنان، يا سوريه بود؛ امّا پس از مشورت با فرزندشان - مرحوم
حجةالاسلام و المسلمين حاج سيّد احمد خمينى - تصميم به هجرت به پاريس را
گرفتند. در روز چهاردهم مهر ايشان وارد پاريس شدند. دو روز بعد در منزل يكى از
ايرانيان در نوفل لوشاتو (حومه پاريس) مستقر شدند.
در مدّت اقامت چهار ماهه امام در پاريس، مهمترين مركز خبرى
جهان بود و
مصاحبههاى متعدّد و ديدارهاى مختلف امام ديدگاههاى ايشان را در زمينه حكومت
اسلامى و هدفهاى آتى نهضت براى جهانيان بازگو مىكرد. به اين ترتيب، جمع
بيشترى از مردم جهان با انديشه و قيام ايشان آشنا شدند و از همين مكان بود كه
امام،
بحرانىترين دوران نهضت را در ايران رهبرى كردند.
امام خمينى در دى 1357 شوراى انقلاب را تشكيل دادند. شاه نيز
پس از تشكيل
شوراى سلطنت و اخذ رأى اعتماد براى كابينه بختيار در 26 دى از كشور فرار كرد.
خبر فرار شاه در تهران و سپس ايران پيچيد و مردم در خيابانها به جشن و سرور
پرداختند.
|
|40|
بازگشت به ايران پس از چهارده سال تبعيد
اوايل بهمن 1357 خبر تصميم امام مبنى بر بازگشت به كشور منتشر شد. مردم
چهارده سال انتظار كشيده بودند؛ امّا در عين حال مردم و دوستان امام نگران جان
ايشان بودند؛ چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه مراكز امنيّتى و فرودگاهها را در
تصرّف داشت و حكومت نظامى برقرار بود. امام خمينى تصميم خويش را گرفته و
طى پيامهايى به مردم ايران گفته بودند كه مىخواهند در اين روزهاى سرنوشت ساز
و خطير، در كنار مردم ايران باشند.
سرانجام امام خمينى در بامداد دوازدهم بهمن 1357 پس از
چهارده سال دورى از
وطن، وارد كشور شدند. استقبال بىسابقه مردم ايران چنان عظيم و غير قابل انكار بود
كه خبرگزارىهاى غربى نيز ناگزير به اعتراف شده و مستقبلان را چهار تا شش
ميليون نفر برآورد كردند. سيل جمعيّت از فرودگاه به سوى بهشت زهرا(س)، مزار
شهيدان انقلاب اسلامى روانه شد تا سخنان تاريخى امام را بشوند. در همين نطق بود
كه امام خمينى با صداى بلند فرمودند: «من دولت تعيين مىكنم، من به پشتيبانى اين
ملت دولت تعيين مىكنم». شاپور بختيار ابتدا اين سخن را شوخى گرفته بود؛ امّا چند
روز بيشتر نگذشت كه در شانزدهم بهمن 1357 امام خمينى رئيس دولت موقّت
انقلاب را تعيين نمودند.
روز نوزدهم بهمن سال 1357شمسى پرسنل نيروى هوايى در محلّ
اقامت
امامخمينى (مدرسه علوى تهران) با ايشان بيعت كردند. ارتش شاه در آستانه سقوط
كامل قرار گرفته بود، پيش از اين بسيارى از سربازان و درجهداران مؤمن ارتش با
فتواى امامخمينى پادگانها را ترك گفته و به صفوف ملت پيوسته بودند.
روز بيستم بهمن همافران در مهمترين پايگاه هوايى تهران دست
به قيام زدند.
گارد شاهنشاهى براى سركوب آنان گسيل شد. مردم به حمايت از نيروهاى انقلابى
|
|41|
وارد صحنه شدند. روز 21 بهمن پايگاههاى پليس و مراكز دولتى يكى پس از ديگرى
به دست مردم سقوط كرد. بدين ترتيب، آخرين مقاومتهاى رژيم شاه در هم گسسته
شد و صبحدم 22 بهمن، خورشيد پيروزى نهضت امام خمينى و انقلاب اسلامى و
پايان دوران ديرپاى سلطنت شاهان ستمگر در ايران طلوع كرد.
مردم در سال 1358شمسى در آزادترين انتخاب تاريخ ايران تا به
آن روز، رأى به
استقرار نظام جمهورى اسلامى دادند و متعاقب آن انتخابات پياپى براى تدوين و
تصويب قانوناساسى و انتخاب نمايندگان مجلس شوراى اسلامى برگزار گرديد. امام
خمينى براى استقرار ارگان نظام اسلامى و تبيين هدفها و اولويّتهاى حكومت
اسلامى و تشويق مردم به حضور در صحنهها، همه روز در محلّ اقامت خود و
مدرسه فيضيّه قم در ديدار با هزاران تن از مشتاقان خويش سخنرانى مىكردند. او
پس از پيروزى انقلاب در تاريخ دهم اسفند 1357 از تهران به قم آمدند و تا زمان
ابتلا
به بيمارى قلبى (دوم بهمن 1357) در اين شهر بودند. حضرت امام پس از 39 روز
مداوا در بيمارستان قلب تهران، موقّتاً در منزلى واقع در منطقه دربند تهران ساكن
شدند و سپس در تاريخ 27/2/1359شمسى بنا به تمايل خود به منزلى محقّر در محلّه
جماران نقل مكان كردند و تا زمان رحلت در همين منزل ماندند.
جنگ تحميلى و دفاع هشت ساله
شكست طرحهاى براندازى نظام جمهورى اسلامى با استفاده از محاصره
اقتصادى و سياسى كه از سوى آمريكا و شكست اين كشور درعمليّات صحراى
طبس پس از اشغال لانه جاسوسى آمريكا، و ناكامى در تجزيه كردستان، هيئت حاكمه
اين كشور را در سال 1359شمسى به سمت تجربه راه حلّ نظامى تمام عيار سوق داد.
ارتش عراق در روز 31 شهريور 1359 تجاوز گسترده نظامى خويش را
آغاز كرد.
همزمان هواپيماهاى نظامى عراق فرودگاه تهران و مناطق ديگر را (در ساعت 2
|
|42|
بعدازظهر آن روز) بمباران كردند. ماشين جنگى صدام به سرعت كيلومترها در خاك
ايران پيشروى كرد و مناطقى وسيع از پنج استان ايران را اشغال كرد. ملت قهرمان
ايران به فرماندهى امام خمينى، جانانه در مقابل تجاوزگران ايستادند و بهوسيله
عمليّاتى از جمله: ثامن الائمه، طريق القدس، فتح المبين ، بيت المقدّس و...دشمن را
از سرزمين ايران اسلامى بيرون راندند و دراين راه شهيدان بسيارى تقديم كردند و با
فداكارى تمام سند افتخار ديگرى در تاريخ ملت مسلمان ايران ثبت كردند و
آغازگران جنگ به هيچيك از هدفهاى خويش نرسيدند.
پيش بينى فروپاشى قطب ماركسيستى جهان
امام خمينى با بصيرتى غير قابل درك، در تاريخ 11/10/1367شمسى طى نامهاى
به گورباچف چنين پيشبينى كردند: «از اين پس كمونيسم را بايد در موزههاى تاريخ
سياسى جهان جست و جو كرد». امام خمينى در همين نامه ژرفترين تحليلها را از
تحوّلات جارى شوروى ارائه كردند و از آن به «صداى شكستن استخوانهاى
كمونيسم» تعبير كردند و با اشاره به ناكامى كمونيستها در سياستهاى مذهب ستيز
آنان، از گورباچف خواستند كه به جاى اميد بستن به ماده پرستى غرب، به خدا و
مذهب روى آورد.
دفاع از پيامبر اسلام و ارزشهاى دينى
جنگ عراق و ايران كه پايان يافت رهبران سياسى غرب تهاجم تازهاى عليه اسلام
و مسلمانان انقلابى آغاز كردند. ماجراى تدوين و انتشار وسيع كتاب مبتذل
آياتشيطانى
نوشته سلمان رشدى و حمايت رسمى دولتهاى غربى از آن سر آغازى بر فصل
تهاجم فرهنگى بود. امام خمينى در تاريخ 25/11/1367شمسى در ضمن چند سطر
كوتاه به صدور حكم ارتداد و اعدام سلمان رشدى و ناشران مطلع از
|
|43|
محتواى كفرآميز اين كتاب، انقلابى ديگر برپا كردند. پىآمدهاى اين واقعه
موجوديّت جامعه اسلامى را به عنوان يك امت واحده جلوهگر ساخت.
ويژگىهاى شخصى
امام خمينى در زندگى ، سخت معتقد به برنامه ريزى، نظم و انضباط بودند.
ساعات مشخّصى از شبانه روز را به عبادت و ذكر حق و قرائت قرآن، دعا و مطالعه
مىپرداختند. قدم زدن و در همان حال ذكر خدا گفتن و انديشيدن جزئى از برنامه
روزانه ايشان بود. درحالى كه عمر ايشان به نود سال نزديك شده بود، هنوز يكى از
پركارترين رهبران سياسى جهان بوند كه نشاط خدمت در راه تعالى جامعه اسلامى و
حلّ مشكلات آن را هيچگاه، حتى در سهمگينترين حوادث از دست نمىداد. علاوه
بر مطالعه روزانه اهمّ اخبار و گزارشهاى مطبوعات رسمى كشور و مطالعه دهها
بولتن خبرى و گوش دادن به اخبار راديو و تلويزيون داخلى ، در چندين نوبت در
شبانه روز تحليلها و خبرهاى راديوهاى بيگانه فارسى زبان را گوش مىدادند تا
شخصاً در جريان روند تبليغات دشمنان انقلاب قرار گيرند و راههاى مقابله با آنرا
انديشه كنند. فعّاليّتهاى متراكم روزانه و تشكيل جلسات با مسئولان نظام اسلامى
موجب نمىشد تا ارتباط با قشرهاى مردم عادّى را به عنوان اصلىترين سرمايههاى
نهضت اسلامى ناديده بگيرند و در اكثر ايّام گروههاى مختلف مردم در حسينيّه
جماران با ايشان ديدار مىكردند و رهنمود مىگرفتند.
فصل هجران
امام خمينى در تاريخ دوم خرداد 1368 در بيمارستان جماران بسترى شدند. بعد
از بسترى شدن در حالى كه چند عمل جرّاحى سخت و طولانى را تحمّل كرده بودند
و چندين سرم به دستهاى مباركشان وصل بود، نافله شب مىخواندند و قرآن
|
|44|
تلاوت مىكردند؛ امّا سرانجام در ساعت 23/22 شنبه سيزدهم خرداد 1368 روح
بلندشان به ملكوت اعلى پرواز كرد. هجرتش داغى التيام ناپذير بر قلبها نهاد.
جمعيّت چند ميليونى و شكوه حماسه حضور مردم در مراسم تشيع
پيكر امام، از
شگفتىهاى تاريخ است. رحلت امام خمينى نيز همچون حياتشان منشأ بيدارى و
نهضتى دو باره شد و راه و يادشان جاودانه گرديد.
به امر امام سازمانها و نهادهاى مختلفى شكل گرفت كه هر يك
سهم به سزايى در
حفظ انقلاب و دستآوردهاى آن و بازسازى كشور و دستگيرى از مستمندان و
اقشار آسيب پذير داشت كه از جمله آنها است:
1. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى؛ 2. جهاد سازندگى؛ 3. بنياد
شهيد؛ 4. بنياد پانزده
خرداد؛ 5. بنياد مستضعفان و جانبازان؛ 6. نهضت سوادآموزى؛ 7. دادگاه ويژه
روحانيّت؛ 8. مجمع تشخيص مصلحت نظام.
آثار و تأليفات امام خمينى
دهها كتاب و اثر گرانبها از امام خمينى در مباحث اخلاقى، عرفانى، فقهى، اصولى،
فلسفى، سياسى و اجتماعى بر جاى مانده كه برخى از آنها تاكنون منتشر نشده است.
متأسّفانه تعدادى از رسالهها و تأليفات نفيس امام در جريان جابجايى از منازل
استيجارى و در جريان چندين يورش مأموران ساواك شاه به منزل و كتابخانه ايشان
مفقود گرديده است.
در اينجا فهرست اسامى آثار و تأليفات امام خمينى را بر حسب
سير تاريخ
نگارش مرور مىكنيم:
1. شرح دعاى سحر؛ 2. شرح حديث رأس الجالوت؛ 3. حاشيه بر شرح
حديث رأس الجالوت؛ 4. حاشيه بر شرح الفوائد الرّضويّه؛ 5. شرح حديث جنود
عقل و جهل؛ 6. مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية؛ 7. حاشيه بر شرح فصوص
|
|45|
الحكم؛ 8. حاشيه بر مصباح الأنس؛ 9. شرح چهل حديث؛ 10. سرّالصلوة (صلاة
العارفين و معراج السّالكين)؛ 11. آداب نماز(آداب الصلوة)؛ 12. رسالة لقاءاللّه؛
13.حاشيه بر اسفار؛ 14. كشف الاسرار؛ 15. انوار الهداية فى التعليقة على
الكفاية(دوجلد)؛ 16. بدايع الدرر فى قاعدة نفى الضرر؛ 17. رسالة الاستصحاب؛
18.رسالة فى التعادل و التراجيح؛ 19. رسالة الاجتهاد و التقليد؛ 20. مناهج الوصول
الى
علم الاصول(دوجلد)؛ 21. رسالة فى الطلب و الارادة؛ 22. رسالة فى التقيه؛ 23. رسالة
فى قاعدة من ملك؛ 24. رسالة فى تعيين الفجر فى الليالى المقمره؛ 25. كتاب
الطهارة(چهارجلد)؛ 26. تعليقة على العروة الوثقى؛ 27. المكاسب المحرّمة (دوجلد)؛
28.تعليقه على وسيلة النجاة؛ 29. رسالة نجاة العباد؛ 30. حاشيه بر رساله ارث؛
31.تقريرات درس اصول(آية اللّه العظمى بروجردى)؛ 32. توضيح المسائل(رساله
عمليّه)؛ 33. مناسك حج؛ 34. تحرير الوسيله(دوجلد)؛ 35. كتاب البيع(پنج جلد)؛
36.تقريرات دروس امام خمينى؛ 37. كتاب الخلل فى الصلوة؛ 38. حكومت
اسلامى(ولايت فقيه)؛ 39. جهاد اكبر يا مبارزه با نفس؛ 40. تفسير سوره حمد؛
41.استفتائات (دوجلد)؛ 42. ديوان شعر؛ 43. نامههاى عرفانى؛ 44. صحيفه امام؛
45.وصيّتنامه سياسى - الهى.
|