چكيده
تشيع با بهره گيرى از فرايند اجتهاد به معناى روش استنباط روزآمد احكام شرعى كه منجر به دريافتهايى نو از متون دينى مى شود، توانسته است در گذر زمان، طراوت، كارايى و جاودانگى خود را حفظ نمايد.
امام راحل با بيكران خواندن فقه، اين علم دينى را تئورى ادارهء انسان از گاهواره تا گور خواند و با دخالت دادن نقش زمان و مكان، عنصر عقلانيت ر در فرايند اجتهاد بسيار ضرورى شمرد. شيوهء اجتهادى حضرت امام در عين تلائم و تعامل كامل با شيوهء اجتهادى مصطلح يا رايج، به نوعى تأكيد نوانديشانه بر سنت است. لذا ماهيت روش فقاهتى ايشان در حوزهء مسائل فقه سياسى كاملاً شرعى است، نه اينكه پسند و عرف زمانه مبناى آن باشد.
از نگاه ايشان، اجتهاد مصطلح با بسنده نمودن به قيل و قالهاى مدرسه اى و ارائهء تئوريهاى غير قابل اجرا و بيان كليات، نخواهد توانست با شرايط و پيچيدگى هاى خاص زمانى و مكانى، رابطهء صحيح و كارآمدى داشته باشد.
اين شيوهء اجتهادى، داراى اركان و مقدماتى از جمله: جامعيت و جهان شمولى اسلام و فقه، تحول موضوعات و پيدايش موضوعات جديد در نتيجهء تحول جوامع و علوم، سهولت و سماحت دين، دوران احكام بر مدار عناوين كلى و طبيعت، تبعيت احكام از مصالح و مفاسد واقعيه، نقش عقل در كشف احكام شرعى، تابعيت احكام از موضوعات و ملاكات معين، استفاده از قوانين حاكم در عمليات استنباط، شجاعت در بيان احكام واقعى شرع، پيوند ميان فقاهت و حكومت، نقش مؤثر عنصر زمان و مكان در تشخيص ملاكات واقعى احكام است.

نسخه PDF
حجم: 385KB
|