|229|
كاشفالغطاء است. وى، با نام كتاب خود جواهرالكلام شهرت دارد. اين كتاب، در شرح
شرائعالإسلام تأليف محقّق حلّى(ره) نگاشته شده، و مىتوان آن را دائرةالمعارف فقه
اهلبيت(ع) ناميد.
موفقيت وى، تنها، در تأليف كتاب مزبور نيست، بلكه در نجف،
حوزه عظيمى براى
تربيت شاگردان داشته و از كسانى است كه عنوان مرجعيت عامّه تقليد را كسب كرده است.
وفاتش، تقريباً، همزمان با استيلاى ناصرالدينشاه قاجار
برتخت سلطنت است.[1]
موضوع ولايت فقيه، در ميراث جاودان صاحب جواهر، بازتابى روشن
و تقريباً مفصل
دارد. وى، در اين مسأله، مانند اسلاف صالح خويش، ولايت عامّه فقيه و انتصابى بودن
آن را
مىپذيرد و ترديد و وسوسه در آن را غريب، و ناشى از نچشيدن طعم فقاهت مىشمرد.[2]
جواهرالكلام، علاوه برآنكه در ضمن مباحث و بهمناسبت،
اشاراتى بهولايت فقيه دارد،
در مواردى هم، وقتى بهمناسبت، وارد بحث ولايت فقيه مىشود، بحث مفصّل و مستوفايى
را بهآن اختصاص مىدهد. از اين موارد، بحث پرداخت خمس و بحث اقامه حدود و
قضاست.
برخى از اشارات جواهرالكلام بهولايت حاكم شرع عبارت است از:
1. پساز وفات وصىّ، ولايت، بهحاكم
واگذار مىشود؛ چرا كه حاكم «وليّ مَنْ لا وليّ له»
است.[3]
2. ولايت براموال سفيه و مفلّس،
بهدوش حاكم است، اجماعاً؛ زيرا، وى «وليّ مَنْ لا وليّ
له» شمرده مىشود.[4]
3. فردى كه پساز بلوغ و رشد،
مجدداً، مجنون شده، ولايتش را، حاكم برعهده
دارد؛زيرا:
«يندرج تحت عموم ولاية الحاكم الذي هو نايب الأصل.» [5]
(1). خدمات
متقابل اسلام و ايران، ص497 - 498.
(2).
جواهرالكلام، ج21، ص397.
(3).
جواهرالكلام، ج28، ص430.
(4).
جواهرالكلام، ج26، ص104.
(5).
جواهرالكلام، ج26، ص101.
|