|207|
پرداخته است. از جمله موضوعاتى كه جناب شيخحسن كاشف الغطاء(ره) بهمناسبت بحث
قضاوت و شرايط قاضى، استرداداً، بهآن مىپردازد و بحث خوبى را از آن ارائه
مىدهد،
موضوع ولايت مطلقه فقيه، و نيابت عامّه فقها در عصر غيبت مىباشد.
موضوع ولايت فقيه، در دو امر پى در پى از كتاب القضاءِ انوار
الفقاهة، يعنى امر نهم و امر
دهم، بهصورت تصريح و نص، مطرح است.
بحث امر نهم (تاسعها) درباره وكيلان مجتهد است و در پى
پاسخگويى از اين سؤال است
كه آيا فرد منصوب از سوى مجتهد براى اداره امور اوقاف و ايتام و غيّاب، در صورتى
كه
مجتهد نصبكننده از دنيا رود يا بهبيمارى جنون مبتلا گردد، از سمت خود منعزل
مىگردد و
بايد كنارهگيرى كند يا آنكه موت و جنون مجتهد در مسؤوليت وى بىتأثير است و
مىتواند
همچنان بهوظايف محوله و اداره امور وقف و مانند آن ادامه دهد؟
مرحوم شيخحسن كاشف الغطاء، پاسخ را موكول بهچگونگى نصب
مىكند و در اين
رابطه سه احتمال را ارائه مىدهد. احتمالات سهگانه عبارتند از:
احتمال يكم: اگر فرد مورد نظر،
بهعنوان وكيل مجتهد، منصوب است، منعزل مىشود.
احتمال دوم: اگر فرد مورد نظر،
بهعنوان وكيل از امام زمان(ع) منصوب است،
منعزلنمىشود.
احتمال سوم: اگر فرد مورد نظر، در
واقع از سوى امام زمان (ع) منصوب است،
منعزلنمىشود.
در ادامه، مرحوم شيخحسن، بدون اشاره بهمبناى احتمال يك و
دو، در اشاره بهمبناى
احتمال سوم گويد:
«بناء على عموم ولاية الحاكم حتى فى النصب عنه(ع)». [1]
احتمال سوم براين مبنا استوار است كه گستره ولايت مجتهد تا
آنجا ادامه دارد كه
مىتواند افرادى را از سوى امام زمان(ع) براى اداره امور جامعه منصوب نمايد.
وى بدون ترجيح هيچ يك از احتمالات سهگانه بالا، بحث را
بهشيوهاى ديگر پيگيرى
(1). شيخحسن
كاشف الغطاء، انوار الفقاهه، ج3، كتاب القضاء، ص533 (خطى).
|