ب) گزارش مسافران خارجى از نقش
علما در ساختار حكومت صفوى[1]
برخى از ناظران خارجى، در لابهلاى نقل جزئيات، تحليل خود و
برداشتهايى كه از
وضع قدرت سياسى جامعه صفوى و پساز آن تا اوايل دوران قاجار داشتهاند، شرح
دادهاند
كه مىتواند براى ارائه تصوير صحيح از مسأله، مورد استناد قرار گيرد.
البته، نبايد فراموش كرد كه آن نويسندگان، گاهى، انگيزهها و
اغراض سياسى خاص
نيزداشتهاند.[2]
1. شاردن، يكى از جهانگردان دوره
صفوى است. وى، دقيقاً، بهنظريه سلطنت مشروعه
اشاره مىكند و آن را بهغير مجتهدان و مؤمنان نسبت مىدهد. وى مىگويد:
«اهل منبر و همراه با آنان، همه مؤمنان و كسانى كه از رعايت دقيق
و كامل اصول دين برخوردار
مىگردند، هواداران اين نظريه هستند كه در غيبت امام، مجتهد معصوم،
[3]
بايد برمسند شاهى
مستقر گردد، بهاعتقاد شاردن، آنچه كه عملاً، مورد عمل بوده، اين است كه امور
قضايى
ايران، تابع قدرت سلطنت است، حتّى در امور دينى و آن عقيده قبلى، فقط، از جانب
روحانيون و هواداران ايشان تأييد مىشود، امّا شاه و وزيران بدلخواه، لَبْ فرو
بستهاند و در
كليه امور، حكمشان نافذ است.»
[4]
شاردن در ضمن تذكرات ششگانه خود مىنويسد:
«پنجمين تذكر من اين است كه طبق معتقدات اسلامى، حقِّ حكومت،
متعلق بهيك پيغامبر يا
خليفه (جانشين) اوست. چنين مردى، بايد هم از نظر دينى و هم از نظر دنيوى، حاكم
باشد و
شاهان، فقط مباشر و كارگزار اين پيامبران و خليفه ايشان باشند.»
[5]
2. كمپفر، از مسافران آلمانى است كه
در زمان شاه سليمان صفوى بهايران آمد. او، درباره
قدرت مجتهد مىنويسد:
«شگفت آنكه متألهين و عاملين بهكتاب نيز در اعتقاد بهمجتهد، با
مردم سادهدل شريكند و
مىپندارند كه طبق آيين خداوند، پيشوايى روحانى مردم و قيادت مسلمين، در عهده
مجتهد
گذاشته شده است، در حالى كه فرمانروا، تنها، وظيفه دارد بهحفظ و اجراى نظرات
وى همّت
گمارد. برحسب آنچه گفته شد، مجتهد، نسبت بهصلح و جنگ نيز تصميم مىگيرد. بدون
(1). دين و سياست
در دوره صفوى، ص33.
(2). دين و سياست
در دوره صفوى، ص45.
(3). كلمه معصوم،
از مترجم است. روشن است كه در اينجا معصوم بهمعناى مصطلح آن نيست.
(4). دين و سياست
در دوره صفوى، ص48 - 51.
(5). دين و سياست
در دوره صفوى، ص56.