دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری

صفحه نخست arrow کتابخانه arrow پيشينه نظريه ولايت فقيه arrow مقدمه

 
مقدمه چاپ ایمیل
29 آبان 1387 ساعت 20:23
مقدّمه
|17|

مقدّمه



مقدّمه

بررسى پيشينه نظريه ولايت فقيه در تاريخ فقه شيعه از آن رو داراى اهميت است كه با داورى‏هاى متناقضى درباره آن مواجهيم. بدون ترديد، فقيه يگانه‏اى كه توانست اين نظريه را به‏تجربه‏گذارد و آن را مبناى يك نظام سياسى در دوران معاصر قرار دهد، امام خمينى، (قدس سره)، بود، امّا آيا اصل نظريه ولايت فقيه هم از بدايع و نوآورى‏هاى بنيانگذار جمهورى اسلامى است؟

برخى از منتقدان، چنين تحليل كرده‏اند كه از ولايت فقيه، نه در كتب فقهى بزرگ شيعه و سنّى سخن به‏ميان آمده است و نه در قرآن و سنّت جاى پايى دارد. اين‏ها مى‏گويند اگر به‏عقب برگرديم، خواهيم ديد كه اين ملّااحمد نراقى است كه در كم‏تر از دو قرن قبل، براى نخستين بار، ولايت فقيه را مطرح كرده و انتظام امور دنيوى مردم را وظيفه فقيه شمرده است ولى پيش از نراقى، ولايت فقيهى كه مطرح بوده، ولايت سياسى نبوده است.

به‏طور كلّى، اين منتقدان و مخالفان، براين باورند كه نظريه دولت در فقه شيعه، حاصل‏استنباط فقهاى سده اخير از برخى روايات است و پيش از آن، فقهاى شيعه، فاقدنظريه‏اى در دولت بوده‏اند. بسيارى از فقيهان، معتقد به‏تفكيك امور عرفى از امور شرعى‏بوده و متصّدى امور عرفى را، پادشاهان، و متصّدى امور شرعى را، فقيهان مى‏دانستند و طبق اين مبنا، به‏مشروعيّت دينى نظام سلطنت رأى داده و عملاً جدايى دين از سياست را پذيرا مى‏شدند.

سخن منتقدان ولايت فقيه درباره پيشينه اين نظريه، عمدةً سخنِ ناظرِبيرونى است و درحالى ابراز مى‏شود كه فقيهانِ برجسته‏اى كه از درون، با فقاهت سرو كار داشته‏اند وبه‏عنوان فقيه، انظارشان مورد پذيرش حوزه‏هاى علميه قرار گرفته، درباره ولايت فقيه، ازاجماع و اتفاقِ اصحاب سخن مى‏گويند و آن را مقتضاى فقه شيعه ارزيابى مى‏كنند


|18|

حتى‏برخى از آنان معتقدند ولايت فقيه، از بديهيات است و تصوّر درست آن، موجب تصديق آن مى‏شود.

و اين سخن در حالى بيان مى‏شود كه در ميان فقيهان زبده و شاخص، كسانى را مى‏يابيم‏كه درباره ولايت فقيه، حرف‏هايى دارند و يا پرسش‏هايى را در اطراف آن مطرح مى‏كنند. شيخ‏مرتضى انصارى، قدس‏اللَّه روح تزكيّه - كه در قلّه فقاهت قرار دارد- اثبات ولايت فقيه را از «خرطالقتاد» سهل‏تر مى‏انگارد و همين دو اظهار نظر، در ظاهرمتفاوت و متهافت، موجب اين پرسش مى‏شود: سرچشمه اين ديدگاه‏هاى دو سويه و متهافت چيست؟

البته، كسى كه اندك آشنايى با پژوهش‏هاى علمى، به‏ويژه تحقيقات فقهى - اصولى داشته‏باشد، مى‏داند كه در يك موضوع و نظريه علمى، وجود نظرهاى متفاوت، كاملاً طبيعى است. به‏عنوان نمونه، درباره نماز جمعه، فقيهى، آن را واجب عينى مى‏شمرد و ديگرى، فتوا به‏حرمت صادر مى‏كند.

گرچه انگيزه‏هاى سياسى برخى از منتقدان را نمى‏توان از نظر دور داشت، ولى توجّه به‏اين نكته لازم است كه گفتگو درباره ولايت فقيه - هر چند پس‏از استقرار نظام جمهورى‏اسلامى بالا گرفته و متأسفانه در بسيارى اوقات، در فضايى ملتهب و مسموم به‏آن‏دامن زده شده است - ولى در طول ساليان دراز، به‏ويژه پس‏از فاضل نراقى، موضوع بحث ومناظره فقيهان بزرگ، در جوّى مناسب، در حلقه‏هاى درسى، به‏دور از جنجال و هياهو بوده‏است.

مراجعه به‏آن پيشينه و نگاهى به‏سير آن در مراحل گوناگون تاريخ، در حقيقت، بهره‏بردارى از گنجينه‏اى ارزشمند و سرشار از انديشه‏هايى نو است كه در نتيجه تلاش علمى فقيهان بزرگ، طىّ صدها سال فراهم آمده است.

توجّه به‏زواياى مختلف اين نظريه در طول تاريخ، و زمان آغاز آن در ميان متفكّران‏جهانِ تشيّع فرصتى مغتنم پديد مى‏آورد تا افراد حق‏جو و حقيقت‏طلب و علاقه‏مند به‏پژوهش در انديشه سياسى شيعه، بهتر بتوانند اين بحث را دنبال كنند و بررشد و بالندگى آن بيفزايند.

پيش از اين، كارهايى معدود در اين زمينه ارائه شده كه ناقص و محدودند و بعضاً نيز خالى‏از اغراض خاص نيستند. آن‏چه تاكنون عرضه شده، عمدةً، به‏بررسى اقوال فقيهان،


|19|

آن‏هم به‏صورت مجزا و قطعه قطعه، پرداخته، بدون آن‏كه به‏اين اقوال، در يك مجموعه‏تركيبى و با نگاهى به‏تّحولات سياسى - اجتماعى بنگرد. براى بررسى نظريه يك‏فقيه، توجه به‏پيشينه موضوع، شرطى ضرورى است. با در نظر گرفتن همه قرائن‏ومقتضيات زمانى و مكانىِ نظرِ ابراز شده است كه مى‏توان سخنى را فهميد و تفسيركرد. همان‏طور كه در تفسير آيات قرآن، به‏شأن نزول التفات مى‏شود و در فهم رواياتِ‏امامان معصوم(ع) نيز اين نكته مورد غفلت قرار نمى‏گيرد، درباره نظريه‏ها نيز بايدچنين كرد.

براى بررسى پيشينه ولايت فقيه، بايد كار را از سر نخ‏هاى آن شروع كرد و پاسخ به‏اين پرسش كه آيا «ولايت فقيه» از مسايل مستحدثه فقهى بوده كه در عصر تفريع و غيبت كبرا مطرح گرديده است يا سابقه‏اى كهن دارد و در عصر امامان معصوم(ع) نيز براى شيعيان مطرح بوده است، نقشى به‏سزا در اين پژوهش دارد. چرا كه مسأله ولايت، موضوعى فرعى‏مانند بسيارى از فروعات فقهى شمرده نمى‏شود. مسأله ولايت، مهم‏ترين موضوع براى‏چالش ميان مسلمانان بوده است و بايد پاسخ فقيهان شيعه را در طول تاريخ نسبت به‏آن جويا شد.

در اين نوشتار، برآنيم كه تا حدودى، برخى از ابعاد اين مسأله را در مراحل مختلف تاريخى‏روشن سازيم. در اين رابطه، به‏بررسى اقوال فقيهان بزرگ و برجسته هر عصر درابوابِ مرتبط با دولت و حكومت در فقه شيعه، مانند نماز جمعه و زكات و خمس و جهادوامر به‏معروف و نهى از منكرو قضا و شهادت و حدود و وصيت و اوقاف و حجر، ونيزبرخى از نظريات مربوط به‏امامت در علم كلام مى‏نشينيم و از مجموع اظهار نظرها، سيرحركت نظريه ولايت فقيه را در پيچ و خم ايّام و فراز و نشيب‏هاى تاريخى، ترسيم و مجسّم مى‏كنيم.

با بررسى‏هاى انجام شده درباره سير نظريه ولايت فقيه در مراحل مختلف تاريخى، از آغاز تاكنون، در نهايت، مراحل نظريه ولايت فقيه را در بستر تاريخى، مى‏توان در هفت مرحله خلاصه كرد:


|20|

مرحله يكم: ولايت فقيه در عصر حضور معصوم

در اين عصر، شاهد پى‏ريزى شالوده ولايت فقيه هستيم. در اين مرحله، توّجه به‏دو نكته لازم است:

نخست اين كه فقيهانى كه منصوبِ خاصِّ امامان شيعه، در نواحى مختلف بوده و به‏ويژه،از عصر امام هشتم(ع) به‏بعد، به‏صورت شبكه و سيستمى به‏هم پيوسته عمل‏مى‏كردند، و علاوه برجمع‏آورى خمس، نسبت به‏پاسخ‏گويى و حلّ مسايل كلامى و فقهى شيعه نيز مسؤوليت داشته و هم‏چنين در تثبيت امامت امام بعدى، نقشى محورى در منطقه داشتند.

مناطق مورد نظر براى تعيين وكلا، به‏چهارقسمت تقسيم مى‏شد: الف) بغداد، مدائن، سواد، كوفه؛ ب) شمال بصره و اهواز؛ ج) قم و همدان؛ د) حجاز، يمن، مصر.

اين افراد، با نامه، در ارتباط با امام بودند.

دقّت در متن مكتوبات، وظايف و حدود اختيارات وكلا و ارتباط وكلاى جزء را با آنان كه اساساً مسؤوليت منطقه وسيعى را در اختيار داشته‏اند، نشان مى‏دهد. البته، اين افراد، چون منصوبان خاص بوده‏اند، با نصب عامّى كه در بحث، مورد نظر است، تفاوت دارد.

دوم، درباره روايات و نصوصى است كه از سوى امامان(ع) انشا شده و مستند براى ولايت فقيه قرار گرفته است. بررسى اين روايات، به‏بحث ادلّه نقلىِ ولايت فقيه موكول‏است.

مرحله دوم: از شيخ‏مفيد تا شيخ‏طوسى

عمده فقهاى بزرگ اين عصر، عبارتند از: شيخ‏مفيد؛ ابى‏الصلاح حلبى؛ سيدمرتضى؛ سلّار ديلمى؛ شيخ‏طوسى(ره).

انظار شيخ‏مفيد، به‏عنوان نخستين فقيه برجسته عصر غيبت كبرا، نشان مى‏دهد كه ولايت فقيه، همزادِ تولدِ فقاهت در مذهب تشيّع است. كتاب ابى‏الصلاح حلبى، به‏نام «الكافى» از اين حقيقت حكايت مى‏كند كه اين كتاب، نخستين متن فقهى است كه در فصلى مجزا و مستقل، به‏نام «تنبيه الاحكام» به‏بررسى زواياى مختلف ولايت فقيه مى‏پردازد.


|21|

مرحله دوم، در سه قسمت تنظيم شده است: قسمت نخست، به‏طرح انديشه كلّى شيخ‏مفيد مى‏پردازد. قسمت دوم، انديشه سياسى ابى الصلاح حلبى را بررسى مى‏كند و قسمت سوم به‏انديشه سياسى سيدمرتضى و سلّار ديلمى و شيخ‏طوسى خواهد پرداخت.

مرحله سوم: پس‏از وفات شيخ‏طوسى

اين عصر را كه به‏لحاظ فشارهاى سياسىِ سلاطين متعصب و حاكميت انظار علمى شيخ‏طوسى و عدم رشد و بالندگى فقهى، «عصر مقلده» و «دوران فترت» مى‏خوانند، براى نظريه ولايت فقيه، دوره سكوت است. فقيهان برجسته اين دوره، تقريباً، نسبت به‏نظريه ولايت فقيه ساكتند و نظر پيشينيان را نقل نمى‏كنند تا چه رسد به‏تأييد يا ردّ آن‏ها. در اين دوره، حتى به‏منصب قضا - كه قدر متيقّن ولايت فقيه است - نيز كم‏تر اشاره مى‏شود.

بزرگان فقيه اين دوره، عبارتند از: قاضى ابن‏برّاج؛ ابن‏حمزه؛ قطب راوندى؛ ابن‏زهره؛ كيدرى؛ ابن‏ابى‏المجد حلبى؛ حمّص رازى.

مرحله چهارم: از ابن‏ادريس تا محقّق ثانى

ابن‏ادريس، همان‏طور كه پايان عصر ركود را اعلام مى‏كند، به‏نظريه ولايت فقيه نيز پرداخته و مُهر سكوت را مى‏شكند. وى، به‏پيروى از ابى‏الصلاح حلبى، در فصل تنفيذ احكام، به‏جوانب مختلف ولايت فقيه مى‏پردازد.

محقّق حلى، از فقيهان پس‏از ابن‏ادريس است كه فقيه را به‏عنوان «من إليه الحكم» و داراى «حقُّ النيابة» معرفى و از امور مربوط به‏منصب امامت در فقه - كه فراتر از قضاوت است - با واژه «حاكم» ياد كرده و آن را تطبيق برفقيه مى‏كند.

علامه حلى، فقيه ديگر اين عصر است كه فقيه مأمون را، منصوب ازطرف امام مى‏داند و با استفاده از اين منصب، علاوه برداشتن حكم نافذ و اقامه حدود، ساير مناصب، مانند اقامه جمعه، توليت سهم امام، جمع‏آورى زكات را نيز براى وى ثابت مى‏بيند. وى، واژه «حاكم» را - كه در حديث مقبوله عمربن‏حنظله براى فقيه به‏كار رفته است - برسه نوع منصبِ قضاوت و فتوا و امور ولايىِ فراتر از قضاوت تطبيق مى‏كند.

فقيه ديگر اين عصر، شهيد اوّل، برنيابت عامّه فقيه تأكيد مى‏كند و آن را دليل براقامه


|22|

حدود و يا نماز جمعه مى‏داند.

ديگر فقيهان برجسته اين عصر، علاوه برابن‏ادريس و محقّق و علّامه، عبارتند از: يحى‏بن‏سعيد حلّى؛ فخرالمحققين؛ فاضل مقداد؛ ابن‏فهد حلّى.

اين بزرگان، مخالفتى با انظار فقهاى ياد شده ندارند و آن‏ها را نوعاً تأييد مى‏كنند.

مرحله پنجم: از محقّق ثانى تا محقّق نراقى

اين عصر به‏لحاظ رسميّت يافتن تشيّع در ايران و دعوت از فقها براى مشاركت با حكومت، اهميّت فراوان دارد.

فقيهان بزرگ اين عصر، عبارتند از: محقّق كركى؛ شهيد ثانى؛ محقّق اردبيلى؛ صاحب مدارك؛ فقهاى اخبارى مانند (علامه مجلسى و پدر او و فيض كاشانى)؛ كاشف الغطاء؛ ميرزاى قمى؛ سيدمحمد مجاهد.

در اين عصر، محقّق كركى، با شفافيّت كامل، سومين فقيهى است كه بحثى مستقل در باب ولايت فقيه دارد و از نيابت عامّه فقيهان دفاع مى‏كند. فقهاى پس‏از وى نيز اين رويّه را مى‏پذيرند. محقّق كركى، اجماع و اتّفاق اصحاب را يكى از مدارك خود مى‏داند.

از مباحث مهم اين دوره، مبناى فقهى مشاركت فقها با دولت صفوى است. شواهد و اسناد تاريخى اين دوره، گوياى آن است كه مبناى مشاركت فقيهان، اعتقاد به‏ولايت فقيه و نيابت عامّه، به‏علاوه رعايت مصالح و ضرورات اجتماعى بوده است.

مرحله پنجم، در سه قسمت ارائه مى‏شود: قسمت نخست: محقّق كركى و شهيد ثانى و محقّق اردبيلى؛ قسمت دوم: دوره اخباريه؛ قسمت سوم: دوره حيات مجدّد اجتهاد (وحيد بهبهانى و شاگردانش).

مرحله ششم: از محقّق نراقى تا عصر امام خمينى

ملّا احمد نراقى، آغازگر دوره جديد ولايت فقيه است كه علاوه براجماع به‏تنقيح مناصب گوناگون فقها و استقراى ادلّه فقهى آن، مى‏پردازد، صاحب عناوين نيز اين ولايت را به‏عنوان حكم و موضوع قبول مى‏كند.

صاحب جواهر، ديگر فقيه بزرگ اين عصر است، كه روشن و صريح، ولايت انتصابى


|23|

فقيه را قبول مى‏كند و آن را اقتضاى طعم فقاهت مى‏داند. با اين حال، صاحب جواهر، ولايت براَموال و اَنْفُس را، فراتر از ولايتى كه مربوط به‏تدبير و تنظيم باشد، نمى‏پذيرد.

شيخ‏انصارى، ديگر فقيه بزرگ اين عصر - كه تحولات فكرى حوزه‏هاى فقاهت در دوره اخير، مرهون دقت‏هاى اوست - نيز به‏ولايت مطلقه فقيه معتقد است. وى، اگر چه در كتاب «مكاسب» اثبات ولايت فقيه برانفس و اموال را، مانند صاحب جواهر، دشوارتر از «خرط القتاد» مى‏داند، ولى در ساير تأليفات خود، از جمله كتاب «القضاء»، با استفاده از واژه «حاكم» در روايت مقوله عمربن‏حنظله و «حجتي» در روايت توقيع شريف حكومت مطلقه و حجت مطلقه فقيه را اثبات مى‏كند. البته، اين دو نظر وى، قابل جمع است. به‏وجه جمع آن، در اصل بحث اشاره خواهد شد.

فاضل دربندى و حاج‏آقارضا همدانى و سيدمحمد آل بحرالعلوم و آقانجفى و سيدعبدالحسين لارى، فقيهان ديگرى هستند كه به‏ولايت انتصابى فقيه معتقدند.

محقّق نايينى - كه طبق تقرير مرحوم آملى، به‏ولايت انتصابى عامّه معتقد است - مبناى حمايت خود را از مشروطه، اين گونه بيان مى‏كند كه چون سلطنت حقّ فقهاى عصر غيبت است و اين حق توسط نظام سلطنتى غصب گرديده و امكان خلع يد غاصب از آن نيست؛ بنابراين وى، مشروطه را به‏عنوان نظريه‏اى در عرض نظريه ولايت عامّه فقها، نمى‏داند.

محقّق مامقانى و آقاضياء عراقى و آيت‏اللَّه بروجردى، از ديگر بزرگانى به‏حساب مى‏آيند كه پس‏از محقّق نايينى از اركان ولايت عامّه فقها دفاع مى‏كنند.

براين فقها، بايد نام شيخ‏حسين كاشف الغطاء و شيخ‏مرتضى حائرى يزدى و شيخ‏عبدالكريم زنجانى و سيدمحمدرضا گلپايگانى و سيدعبدالاعلى سبزوارى و شهيد صدر را نيزافزود.

در اين عصر، گرچه عده‏اى از فقها، ولايت فقيه را در محدوده امور حسبه متوقف مى‏كنند و يا تصرف او را به‏عنوان قدر متيقّن مى‏پذيرند، ولى بسيارى از بزرگان، مانند نايينى و شيخ‏محمدحسين كاشف الغطاء و شيخ‏عبدالكريم زنجانى با توجه به‏تعريف امور حسبه، آن را برولايت سياسى قابل تطبيق مى‏دانند.

تا اين عصر، ما با نظريه ديگرى جز نظريه ولايت انتصابى، به‏عنوان نظريه دولت


|24|

مواجه‏نيستيم.

مرحله ششم نيز شامل سه قسمت است: الف) عصر نراقى؛ ب) عصر شيخ‏انصارى؛ ج) عصر نايينى.

مرحله هفتم عصر امام خمينى

با پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى و مطرح شدن ولايت مطلقه فقيه به‏عنوان مبناى حكومت و قانون اساسى، چالش‏هاى عظيمى، در برابراين نظريه خودنمايى كرد و از محافل مختلف علمى و فرهنگى و سياسى، انواع نقدها و مناقشات براين نظريه وارد گرديد. امام خمينى(ره) كه ولايت مطلقه فقيه را مطرح نمود، در حقيقت مبتكر نظريّه‏اى نوين نبود. پيش از او، فقيهانى مانند: شيخ‏انصارى و مامقانى، صريحاً از مطلقه بودن نيابت و حكومت فقيه سخن گفته بودند و عده‏اى ديگر نيز برعامّه بودن ولايت فقيه تصريح كردند و البته منظور از مطلقه يا عمومى بودن ولايت، تنها در حوزه مصالح اجتماعى مى‏باشد. در اين مرحله، در عرض نظريه ولايت انتصابى فقيه، دو نظريه ديگر نيز با نام انتخابى فقيه و ولايت انتخاب اسلامى افزوده شد.

آن‏چه گذشت، گزارش كوتاه از پيشينه نظريه ولايت فقيه بود كه به‏حول و قوه الهى، اين نوشتار به‏تفصيل آن مى‏پردازد.


 
< بعد   قبل >
دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری
دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری