|22|
حدود و يا نماز جمعه مىداند.
ديگر فقيهان برجسته اين عصر، علاوه برابنادريس و محقّق و
علّامه، عبارتند از:
يحىبنسعيد حلّى؛ فخرالمحققين؛ فاضل مقداد؛ ابنفهد حلّى.
اين بزرگان، مخالفتى با انظار فقهاى ياد شده ندارند و آنها
را نوعاً تأييد مىكنند.
مرحله پنجم: از محقّق ثانى تا محقّق
نراقى
اين عصر بهلحاظ رسميّت يافتن تشيّع در ايران و دعوت از فقها
براى مشاركت با
حكومت، اهميّت فراوان دارد.
فقيهان بزرگ اين عصر، عبارتند از: محقّق كركى؛ شهيد ثانى؛
محقّق اردبيلى؛ صاحب
مدارك؛ فقهاى اخبارى مانند (علامه مجلسى و پدر او و فيض كاشانى)؛ كاشف الغطاء؛
ميرزاى قمى؛ سيدمحمد مجاهد.
در اين عصر، محقّق كركى، با شفافيّت كامل، سومين فقيهى است
كه بحثى مستقل در باب
ولايت فقيه دارد و از نيابت عامّه فقيهان دفاع مىكند. فقهاى پساز وى نيز اين
رويّه را
مىپذيرند. محقّق كركى، اجماع و اتّفاق اصحاب را يكى از مدارك خود مىداند.
از مباحث مهم اين دوره، مبناى فقهى مشاركت فقها با دولت صفوى
است. شواهد و
اسناد تاريخى اين دوره، گوياى آن است كه مبناى مشاركت فقيهان، اعتقاد بهولايت
فقيه و
نيابت عامّه، بهعلاوه رعايت مصالح و ضرورات اجتماعى بوده است.
مرحله پنجم، در سه قسمت ارائه مىشود: قسمت نخست: محقّق كركى
و شهيد ثانى و
محقّق اردبيلى؛ قسمت دوم: دوره اخباريه؛ قسمت سوم: دوره حيات مجدّد اجتهاد (وحيد
بهبهانى و شاگردانش).
مرحله ششم: از محقّق نراقى تا عصر
امام خمينى
ملّا احمد نراقى، آغازگر دوره جديد ولايت فقيه است كه علاوه
براجماع بهتنقيح
مناصب گوناگون فقها و استقراى ادلّه فقهى آن، مىپردازد، صاحب عناوين نيز اين
ولايت را
بهعنوان حكم و موضوع قبول مىكند.
صاحب جواهر، ديگر فقيه بزرگ اين عصر است، كه روشن و صريح،
ولايت انتصابى
|