|231|
به مكه فرستادند و با او هم قسم شدند كه يك صدا و متّحد عليه اسلام، عمل نمايند.
به دستور پيامبر اسلام، گروهى از مسلمانان، آنان را محاصره
كردند. و بالاخره،
بنى نضير پذيرفتند كه سرزمين خود را رها كرده و از آن ديار كوچ كنند[1].
اموال بنى نضير در اختيار پيامبر قرار گرفت و حضرت در پاسخ
اين سوال كه آيا اين
اموال را نيز پس از آن كه خمس آن را بر مىداريد، بين سربازان، تقسيم خواهيد كرد،
فرمود: خداوند، آن را براى من قرار داده است[2].
البته رسول خدا(ص) اين اموال را نيز براساس مصلحتى كه تشخيص
مىداد، بين
مهاجرين تقسيم كرد.
در روايات اسلامى، از فىء يعنى اموالى كه از كفار، بدون
درگيرى ِ
نظامى به تصاحب مسلمانان در مىآيد، [3] به
مال خالص پيامبر، تعبير شدهاست[4].
و از اين جهت، بين غنيمت كه فقط يك پنجم آن، از آنِ پيامبر
است، با فىء تفاوت
است[5].
علاوه بر خمس، انفال و فىء كه قرآن كريم متعلق به پيامبر(ص)
مىداند، بودجههاى
ديگرى نيز در اختيار حضرت قرار دارد؛ زيرا زكات نيز به وسيله آن حضرت جمعآورى
و به مصرف مىرسد؛ چه اين كه ماليات سرانه كفار نيز كه جزيه نام دارد، در اختيار
آن حضرت قرار مىگيرد.
با كمترين آشنايى با منطق قرآن و فقه اسلامى، مىتوان فهميد
كه اين بودجه
فراوان، به عنوان منبع هزينه زندگىِ شخصىِ پيامبر، و يا منبع هزينه تبليغ احكام
توسط
آن حضرت نيست. به بيان امام عسكرى(ع):
(1). سيره ابنهشام، ج3،
ص199؛ واقدى، مغازى، ج1، ص363.
(2). واقدى، همان، ج8،
ص377.
(3). فضل طبرسى،
مجمعالبيان، ج2، ص543؛ و در مورد تفاسير گوناگون فىء ر.ك: دراسات فى ولاية
الفقيه
و فقه الدولة الاسلامية، ج3، ص349.
(4). حر عاملى،
وسائلالشيعه، ج6، ص374.
(5). شيخ طوسى در كتاب
خلاف مىنويسد: الفىء كان لرسولالله(ص) خاصة و هو لمن قام مقامه من الائمة، و
به
قال على(ع) و ابن عباس و عمرو لم يعرف لهم مخالفاً. (خلاف، ج4، ص182).
|