|185|
اجتماعى در بر مىگيرد، و در مقايسه با ساير شريعتها، از امتياز تنوّع، گستردگى و
همه جانبگى برخوردار است و در زمينه وظايف انسان نسبت به خويشتن، رابطه با خالق
و ارتباط با ديگران، احكام و قوانين فراوانى عرضه كردهاست.
بر اساس يك تقسيم مىتوان گفت كه شريعت اسلامى، حفظ و حراست
پنج عنصر
اساسى و بنيادىِ زندگىِ بشر را مد نظر قرار داده است كه عبارتند از:
1- دين، كه با احكام عبادى حفظ
مىگردد و به وسيله جهاد، از آسيب دشمن
مصون مىماند.
2- جان، كه با قوانين قصاص پاسدارى
مىشود.
3- نسب، كه براى نگهدارىِ انساب،
مقررّات ازدواج و برخى از احكام جزايى،
قرار داده شده است.
4- مال، كه حفظ آن با تنظيم روابط
مالى در معاملات و منع غصب و سرقت انجام
مىگيرد.
5- عقل، كه مراقبت و حراست از آن،
با تحريم مسكرات، مجازات شراب خوارى
و مانند آن، صورت گرفته است.
و احكام قضايى، بهعنوان حافظ و نگاهبان كليّت نظام اسلامى،
و ضامن اجراى
درست آن، پيش بينى شده است[1].
بر مبناى همين ويژگىِ همه جانبگى است كه دانشمندان اسلامى در
صدد كشف نظر
اسلام درباره هر موضوعى بر آمده و به سراغ منابع اسلامى مىروند، تا آن جا كه هيچ
موضوعى را به عنوان اين كه بلاتكليف است، تلقى نمىكنند.
از سوى ديگر، مقررّات اسلامى، بر مبناى اين كه انسان در
جامعه زندگى مىكند و
پيوندهاى اجتماعى، زندگىِ او را احاطه كرده است، وضع شده است. استاد مطهرى
در اين باره مىگويد:
مقررّات اسلامى، ماهيت اجتماعى دارد، حتى در فردىترين مقررّات،
از قبيل نماز و
(1). فاضل مقداد،
التنقيحالرائع، ج1، ص14؛ ر.ك: شهيد اول، القواعد والفوائد، ج1، ص38.
|