دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری

صفحه نخست arrow اعضای مجلس خبرگان رهبری arrow سید احمد خاتمی (از استان کرمان)

 
سید احمد خاتمی (از استان کرمان) چاپ ایمیل
20 خرداد 1388 ساعت 21:03
نام و نام خانوداگی: سید احمد خاتمی
نماینده استان: کرمان
نام مهم‏ترين اساتيد درس خارج: آقايان ميرزاهاشم آملى؛ ميرزا جواد تبريزى؛ فاضل لنكرانى؛ وحيد خراسانى؛ شبيرى زنجانى؛ منتظرى
نام تخصص‏هاى علمى (غير از فقه و اصول): تفسير؛ سيره‏ى پيامبر و اهل بيت‏
نام مهم‏ترين آثار علمى: ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام؛ سيماى نفاق در قرآن؛ رسالت خواص و عبرت‏هاى عاشورا؛ سيره‏ى سياسى امام على(ع)
فعاليت‏هاى علمى: تحقيق؛ تدريس؛ تأليف؛ سخنرانى‏
مسئولیت کنونی: نماینده مجلس خبرگان رهبری در دوره4 و عضو شوراى عالى مجمع جهانى اهل بيت(ع)؛ عضو هيئت امناى مركز تحقيقات كامپيوترى نور؛ امام جمعه‏ى موقت تهران‏
مسئوليت قبلى: عضو هيئت رييسه‏ى خبرگان رهبرى دوره‏ى سوم؛ عضو كميسيون تحقيق در دوره‏ى سوم‏
پست الکترونیکی: This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
   
   
   
   

زندگی نامه:

تولد، محلّ تولد و والدين

اينجانب سيّد احمد خاتمي در سال 1339شمسي در سمنان متولد شدم. پدرم مرحوم سيّد مهدي مردي بسيار متديّن و غيرتمند بود و در ميان فاميل، ضرب‌المثلِ ايمان و تقوا به شمار مي‌آمد. او بر تربيت ديني و اخلاقي فرزندان خود فوق‌العادّه حسّاس بود. با اينكه از سواد متعارف (علم جديد) بهره‌اي نداشت، امّا از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار بود و براي نخستين بار در كودكي نور دين و معنويّت را با خواندن كتاب هاي مرحوم علاّ مه مجلسي مثل حيوه القلوب، جلاءالعيون، حقّاليقين و ...و نيز معراج السّعاده و نيز با عمل شايسته خود، بر دل بنده، برادران و خواهرانم تاباند. او به شدّت از رژيم شاه نفرت داشت و از اين رهگذر از كودكي به شدّت از آن رژيم فاسد نفرت داشتم.

مادرم خانم طيّبه سادات خاتمي خانمي متديّن و مأنوس با قرآن و دعا بوده و هم اكنون در قيد حيات است. أبقاهااللّه.

خاندان «خاتمي» از سادات معروف سمنان بوده و جدّ اعلاي اين خاندان، مرحوم سيّد هاشم به حدّي محبوب و مورد عنايت مردم بوده است كه بعد از مرگ او نيز برخي خاك قبرش را براي تبرّك و استشفا استفاده ميكنند.


محلّ رشدِ دوران كودكي و نوجواني

دوران كودكي را با عنايت خداوند، در خانواده‌اي مؤمن و خداباور گذراندم. پس از اتمام دوره ابتدايي دروس طلبگي را آغاز كردم. آنچه از اين دوره بهياد دارم تقيّد پدرم به نماز جماعت و جلسات معنوي دعاي ندبه، سمات، كميل و...است كه مي توانم بگويم: استخوان بندي اوّليّه دينيِ اينجانب در همين جلسات الهي كه بهحقّ بوستان هاي بهشت بود، شكل گرفت.

يادم هست كه در يكي از جلسات قرآني كه مرحوم حضرت حجّه الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمد علي عالمي، نماينده سابق مجلس خبرگان رهبري سمنان، اداره مي كرد سؤالي طرح فرمود كه (و منهم من عاهد اللّه...)؛[1] شأن نزولش كيست؟ من با اينكه بچه ده ساله‌اي بيش نبودم، پاسخ دادم: ثعلبه بن حاطب. ايشان از من خواستند كه داستانش را بازگو كنم. پس از بيان مفصّل داستان در جمع، تشويق خوبي از من به عمل آورد و با اينكه اينك حدود سي سال از آن قصّه مي گذرد، همچنان شيريني آن تشويق در كام بنده هست و اينجاست كه راز تأكيد فراوان پيامبر(ص) و امامان: را به تشويق مي يابيم. در اينجا شايسته است از مرحوم حجّه الاسلام نجات ياد كنم كه بدنه اصليترين متديّنان سمنان در پنجاه سال اخير مديون تلاش هاي خستگي ناپذير او است و مرحوم پدرم مقيّد به حضور در نماز و جلسات او بود. آن مرحوم پس از حادثه غمبار مسجد گوهرشاد مشهد به سمنان تبعيد شد و به تربيب نفوس همّت گماشت. برنامه منظّمي شب ها بعد از نماز مغرب و عشا داشت؛ مثلاً يك شب در هفته مخصوص تصحيح حمد و سوره و قرائت نماز بود. او كساني را تربيت كرده بود كه به عنوان مربّي در اين شب ها به‌ويژه شيوه خواندن درست قرائت نماز را آموزش مي دادند. اين مرحوم قبل از پيروزي انقلاب بار ديگر به مشهد بازگشت و در همان ديار به رحمت خداوند رفت ـ رضوان اللّه تعالي عليه.


دوران تحصيل

گفته شد كه بعد از اتمام تحصيل ابتدايي، در حدود يازده سالگي دروس طلبگي را درحوزه علميّه سمنان شروع كردم. ناگفته نماند سه سال راهنمايي را بهطور متفرّقه در دو سال امتحان داده، قبول شدم و مقداري از دروس دبيرستان را هم خواندم، ولي در امتحانات شركت نكردم. تا سال 1354شمسي دروس مقدّماتي را در آن حوزه از محضر حضرات آقايان حجّه الاسلام و المسلمين سيّد محمد شاهچراغي و حجّه الاسلام و المسلمين محمد تقي نصيري آموختم و سپس در سال 1354شمسي مهرماه همان سالي كه رژيم طاغوت مدرسه فيضيّه و دارالشّفاء را در اشغال در آورد وارد حوزه مقدّس قم شدم و بيشتر دروس خوانده شده در حوزه سمنان را نزد مرحوم حجّه السلام و المسلمين مدرّس افغاني كه به تازگي از نجف آمده بود و تبحّر بسيار خوبي در ادبيّات داشت، تجديد كرده، دو باره خواندم.


دروسي كه در حوزه علميّه قم تحصيل نمودم عبارت‌اند از:

شرح لمعه را از محضر حضرت حجّه الاسلام و المسلمين آقاي فاضل هرندي، اصول الفقه را نزد حضرت حجّه الاسلام و المسلمين آقاي هادي مروي خراساني، مكاسب را از محضر حضرات آيات ستوده، خزعلي، اشتهاردي و بنيفضل، رسائل را از محضر حجّه الاسلام و المسلمين آقاي موسوي، كفايه الاصول را از محضر حضرات آيات سيّد علي محقّق داماد و دوزدوزاني، شرح منظومه و تجريد را از محضر حضرت آيه اللّه حاج شيخ يحيي انصاري شيرازي و جناب حجّه الاسلام و المسلمين آقاي دكتر احمد بهشتي فسائي، اسفار را از محضر فقيه متألّه حضرت آيه اللّه جوادي آملي و آيه اللّه حاج شيخ ابراهيم اميني، اشارات را از محضر فيلسوف و عارف معاصر حضرت آيه اللّه حسن زاده آملي، تفسير را از محضر حضرت آيه اللّه مشكيني و حضرت آيه اللّه خزعلي، عهدنامه مالك اشتر نهج‌البلاغه را از آيه اللّه حسين نوري همداني، يك دوره خارج اصول و بخش هاي زيادي از فقه را از محضر حضرت آيه اللّه العظمي ميرزا جواد آقا تبريزي، خارج اصولِ جلد اوّل كفايه و بحث خارج اجاره را از محضر آيه اللّه العظمي فاضل لنكراني، مدّت هفت سال از درس فقه آيه اللّه منتظري، نيز از محضر حضرات آيات آيه اللّه العظمي ميرزا هاشم آملي، حضرت آيه اللّه العظمي وحيد خراساني و حضرت آيه اللّه العظمي شبيري زنجاني استفاده كردم.

همچنين يك‌دوره بحثفلسفي شناخت را از محضرشهيد علاّ مه آيه اللّه مطهّري در سال آخر عمر مباركشان بهرهمند شدم كه محلّ تدريس آن در حسينيّه ارك قم بود.


دوستان و معاشران هم درس

در دوران تحصيل بيشترين حشر و نشر درسي‌ام با حجج اسلام اخوان محترم سعيدي: حاج سيّد محمد، حاج سيّد حسن و حاج سيّد حسين بوده است و حشر و نشر ويژه‌اي با مرحوم حجّه الاسلام سيّد حسين سعيدي داشتم. او آيتي از اخلاص، صفا و معنويّت بود و فراقش برايم بسيار سنگين بود. همچنين با آقايان حجج اسلام حاج شيخ نجم الدّين طبسي (مؤلّف «النّفي و التغريب» و «موارد السّجن في‌النصوص و الفتاوي»)، حاج شيخ محمد قائيني نجفي (نوه مرحوم حاج شيخ عبدالرّزاق كه از شاگردان مرحوم آيه اللّه العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري بودند)، محمد رحماني زروندي نيشابوري، سيّد عبدالفتاح نوّاب شهرضائي و... مدّتي مباحثه كرده ام.


عوامل مؤثّر بر شكل گيري شخصيّت علمي و اخلاقي

اينجانب نه براي خود شخصيّتي علمي و نه اخلاقي مي بينم، امّا همين اندكي هم كه از اين مقولات دارم، مديون هدايت هاي عالمان وارسته ديني هستم. در آغاز طلبهگي‌ام حضرت آقايان حجّه الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمد تقي نصيري و حجّه الاسلام و المسلمين سيّد محمد شاهچراغي تلاش شايسته تقديري در پرورش بنيه علمي و اخلاقي حقير داشتند به‌ويژه آقاي شاهچراغي تقريباً در آغاز طلبه شدن بنده از نائين به سمنان آمدند. هم هدايت هاي علمي ايشان به‌ويژه در متون معارف قرآني و حديثي و هم منش متواضعانه و اخلاقي ايشان در روحيّه بنده تأثير بهسزايي داشت.

وقتي كه به قم آمدم، سخت كوشي استاد آيه اللّه ستوده و تشويق ايشان و سلوك بسيار ارزشمند اخلاقي استاد آيه اللّه شيخ يحيي انصاري شيرازي و سلوك الهي فقيه متألّه آيه اللّه جوادي آملي و آيه اللّه حسن زاده آملي در اينجانب بسيار تأثير داشته و كارگشا بوده است. رفاقت و حشر و نشر با جناب حجّه الاسلام و المسلمين آقاي محسن قرائتي و همكاري با ايشان در برنامههاي تلويزيوني و تأليف برخي از كتاب ها در سادهگويي و ساده نويسي براي بيان معارف اسلامي و سخن گفتن در حدّ فهم عموم «اïنا معاشر الاîنبياء أمرنا أن نكّلم الناس عليû قدر عقولهم» بسيار مؤثّر بود. به‌ويژه برخي از نكات اخلاقي ارزشمندي كه با عمل و رفتار خود داشتند، خاكي بودن و تواضع ايشان براي بنده الهام بخش بود. انس با درس تفسير حضرت آيه اللّه آقاي مشكيني و حضرت آيه اللّه آقاي خزعلي از بركاتي بود كه در دوره تحصيل، خداوند عنايت فرمود. اگر بركتي در بعد علمي و اخلاقي نصيبم شده به بركت تلاش اين بزرگواران و برخي ديگر است كه نام مباركشان به يادم نمانده است. جزاهم اللّه خيراً.


عوامل مؤثّر بر شكلگيري شخصيّت سياسي و اجتماعي

از آغاز كودكي مي‌ديدم كه مرحوم پدرم چه نفرتي از رژيم طاغوت دارد و شخصيّت سياسي بنده با اين حال و هوا شكل گرفت. بعد كه طلبه شدم، حجّه‌الاسلام و المسلمين آقاي شاهچراغي در انتقال مفاهيم انقلاب به بنده كه دوره كودكي‌ام را مي گذراندم، بسيار مؤثّر بود. زماني كه به قم هجرت كردم، فضاي انقلابي قم ما را با انقلابيون به‌ويژه برخي از علماي بزرگي كه آن روزها در تبعيد بودند و آزاد شدند مأنوس كرد و همين سبب شد كه از زمان شهادت مرحوم آيه اللّهحاج آقا مصطفي خميني(ره) به طور فعّال در حدّ توانِ اندكِ خود، وارد ميدان مبارزه شوم. فضاي انقلابي كشور، به‌ويژه حوزه علميّه قم تأثير مهمّي در بعد سياسي بر من‌داشت. هم اساتيد انقلابي مثل حضرت آيه اللّه مشكيني و حضرت آيه اللّه خزعلي و هم سخن‌راني هاي انقلابي كه در قم مي شد تأثير شايان توجّهي در اين بنده ناچيز داشت.

در اينجا لازم مي دانم از خطيب گرانقدر جناب حجّه الاسلام شيخ محمد تقي عبدوست ياد كنم كه هم در فنّ خطابه از ايشان بهرهمند شدم و هم در مسائل سياسي، شجاعت و شهامت ايشان قبل از انقلاب ضرب‌المثل بود و رفاقت و انس با ايشان تأثير خوبي بر من در مسائل سياسي داشت.

گفتني است در فنّ خطابه بهره فراواني نيز از خطيب توانا حجّه الاسلام و المسلمين جناب آقاي فلسفي1 بردم. در جلساتي كه در شب هاي پنجشنبه در دفتر تبليغات بر پا بود و گروهي از برجستگان از خطبا در آن شركت مي كردند. آموزش عملي ارزنده اي براي خطبا داشت.

در آستانه پيروزي انقلاب، حضور در درس هاي شهيد علاّ مه آيه اللّه مطهّري(ره) در حسينيّه ارك، تأثير ارزشمندي در اين بنده ناچيز در جهت شناخت تفكرات التقاطي و انحراف آنان، بر جاي گذاشت. ناگفته نگذارم شخص بزرگواري كه پيش از پيروزي انقلاب از انحراف سازمان منافقين ـ كه تا آن روز چهره آنان بر ملا نشده بود ـ برايم سخن گفت، جناب حجّه الاسلام و المسلمين آقاي فاكر بود. ايشان بهطور مستدل و مستند از انحراف اين فرقه منحرف سخن گفت. رهنمود علاّ مه آيه اللّه شهيد مطهّري(ره) و روشنگري هاي آقاي فاكر سبب شد كه ـ بحمداللّه ـ تاكنون پيوسته در برابر التقاط، موضعي قاطع داشته باشم و البته خطر تحجّر نيز از خطر التقاط كم تر نيست و اين دو همانند تيغه يك قيچي هستند كه سيماي زيباي اسلام را مشوّه جلوه مي دهند. در تمامي اين مباحث از نكته اي كه هرگز نمي توان گذشت كه بنده و امثال بنده تمام حيات سياسي، اجتماعي و اخلاقي خود را مديون آن سفر كرده كه صدها قافله دل همره او است؛ يعني حضرت آيه اللّه العظمي امام خميني 1هستيم كه بهحقّ احياگر نفوس بود و هدايتگر انسان ها به صراط مستقيم. بحمداللّه از آغاز طلبگي بانام مقدّس او و راهش آشنا شدم و از آغاز بلوغ تا پايان عمر مبارك آن عزيز، مقلّدش بودم.

فعّاليّت هاي علمي

الف) تأليفات

 

اين طلبه ناچيز در كنار تحصيل، مكتوباتي نيز داشته ام كه محورم در تدوين آن ها نياز زمان بوده است.

1. آثار به چاپ رسيده

كتابها

1. ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام؛ 2. سيماي نفاق در قرآن؛ 3. رسالت خواص؛ 4. عبرت هاي عاشورا؛ 5. مديريّت در قرآن و حديث؛ 6. شايعه از نظر قرآن و حديث؛ 7. اخلاق سياسي؛ 8. سيري در سيره سياسي امام علي(ع)؛ 9. امر به معروف و نهي از منكر(دو جلد)؛ 10. سيماي حماسي امام سجّاد(ع) ؛ 11. سازمان‌دهي و تشكّل در سيره امام هادي(ع) ؛ 12. نگاهي به مباني تفكر امامخميني پيرامون ولايت فقيه.
 

مقالات
مقالات قرآني

1. «اخلاق اجتماعي در قرآن»؛ 2. «قرآن و عدالت»؛ 3. «حزب اللّه از نگاه قرآن»؛ 4. «جامعه نمونه در قرآن»؛ 5. «خانواده نمونه در قرآن».

اين مقالات در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است

6. «آداب در قرآن» (در 25 مقاله).

اين مقالات در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده است.
 

مقالات اخلاقي
اخلاق فردي

7. «عشق به خداوند»؛ 8. «بصيرت»؛ 9. «انقطاع اïلي اللّه و توكّل و آثار آن»؛ 10. «بيماري هاي دل»؛ 11. «بيماري هاي اخلاقي»؛ 12. «نگاه گناه آلود»؛ 13. «ريشه گناهان»؛ 14. «تنبلي علل ناكامي»؛ 15. «پيرامون شب قدر و آداب آن»؛ 16. «نگراني و راه زدودن آن»؛

اين مقالات نيز در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

17. «اخلاص»(نه مقاله)؛ 18. «تهذيب نفس» حدود بيست مقاله در هفتهنامه سپهر منتشر شده است.


اخلاق اجتماعي

19. «وحدت و تفرقه و عوامل آن»؛ 20. «هتك شخصيّت، بدگماني، تجسّس، غيبت و...»؛ 21. «تواضع و جلوه آن»؛ 22. «حريم پدر و مادر و وظيفه آن»؛ 23. «حريم مؤمنان»؛ 24. «توصيه اي مهم در روابط اجتماعي»؛ 25. «آداب مجلس»؛ 26. «كمك به مستمندان و ويژگي هاي انفاق ارزشمند»؛ 27. «رفاقت و دوستي و آداب آن»؛ 28. «استقامت و نقش آن»؛ 29. «اصلي ترين رسالت والدين»؛ 30. «ويژگي هاي شوهر نمونه»؛ 31. «ويژگي هاي همسر نمونه»؛ 32. «انتقاد و انتقادسازنده»؛

اين مجموعه مقالات در روزنامه كيهان به مناسبت ايّام ماه مبارك رمضان به چاپ رسيده است.
 

مقالات تاريخي

33. «سخني پيرامون سيره پيامبر(ص)»؛ 34. «سيره پيامبر در رابطه با خداوند»؛ 35. «سيماي امام علي(ع) در نهج البلاغه»؛ 36. «اخلاق اجتماعي امام علي(ع)»؛ 37. «علي در قرآن»؛ 38. «امام علي(ع) و شوق شهادت»؛ 39. «شهادت از ديدگاه امام علي(ع)»؛ 40. «هشت ويژگي امام علي(ع)»؛ 41. «امام علي(ع) و انجام تكليف الهي»؛ 42. «امام علي(ع) و عدالت»؛ 43. «امام علي(ع) الگوي بردباري»؛
اين مجموعه مقالات در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

44. «رهبري و مشروعيّت آن از ديدگاه امام علي(ع)»؛
اين مقاله در مجلّه حكومت اسلامي چاپ شده است.

45. «روشن بيني امام علي(ع)»؛
اين مقاله در مجلّه پاسدار اسلام چاپ شده است.

46. «جامعيّت امام علي(ع)»؛
اين مقاله در ره توشه به چاپ رسيده است.

47. «ناكثين در نهج البلاغه»؛
مقاله مفصّلي است كه در مجموعه كاوشي در نهج البلاغه به چاپ رسيده است.

48. «درس هايي از مكتب فاطمه(س)»؛

49. «سيماي فاطمه(س) از ديدگاه امام خميني(ره)»؛
اين دو مقاله در كنگره بزرگ‌داشت منزلت زن عرضه شد و در روزنامه كيهان نيز به چاپ رسيده است.

50. «پيرامون صلح امام مجتبي(ع)»؛ 51. «اخلاق اجتماعي امام مجتبي(ع)»؛ 52. «امامان شيعه: و نهضت عاشورا» (پنج مقاله)؛ 53. «عبرت هاي عاشورا» (سه مقاله)؛
گفتني‌است كه سه مقاله اخير در روزنامه كيهان به چاپ رسيد و مقاله‌اي به همين عنوان در ره توشه به چاپ رسيده است.

54. «سيماي حماسي امام سجاد(ع)»؛
اين مقاله در ره توشه به چاپ رسيده است.

55. «امام صادق(ع) و نهضت فرهنگي»؛
اين مقاله در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

56. «انتظار و آثار سازنده آن»؛ 57. «عصر عزّت اسلام»؛ 58. «ويژگي هاي ياران مهدي(عج)»؛
اين مقالات در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

59. «ويژگي هاي ممتاز امام خميني(ره)»؛
اين مقاله در روزنامه رسالت به چاپ رسيده است.

60. «قرآن از ديدگاه امام خميني(ره)» (دو مقاله)؛
اين دو مقاله در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

61. «امام خميني(ره) و جوانان»؛
اين مقاله در مجلّه پاسدار اسلام به چاپ رسيده است.

62. «غروب خورشيد فقاهت» (زندگينامه آيه اللّه العظمي گلپايگاني)؛
اين مقاله در ويژه نامه روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

63. «علاّ مه طباطبائي اسوه اخلاق و ولاء»؛ 64. «شهيد مطهّري شهيد مبارزه با التقاط»؛
اين دو مقاله در مجلّه پيام انقلاب به چاپ رسيده است.


مقالات فقهي

65. «فقه سياسي از ديدگاه شيخ مفيد»؛ 66. «فقه الاخلاق از ديدگاه شيخ انصاري»؛
اين دومقاله در كنگره شيخ انصاري به چاپ رسيده است.

67. «نقش زمان و مكان در فقه»؛
اين مقاله در كنگره امام خميني و نقش زمان و مكان در فقه به چاپ رسيده‌است.

68. «پيرامون نماز»؛
اين مقاله در مجلّه پاسدار اسلام به چاپ رسيده است.

69. «نقش رهبري»؛
اين مقاله در كنگره امام و نهضت عاشورا به چاپ رسيده است.
 

مقالات متفرّقه

70. «سخني با مدّاحان اهل بيت»؛

71. «مباحثي پيرامون شيوه تحصيل در حوزه علميّه»؛
اين دو مقاله در روزنامه جمهوري اسلامي به چاپ رسيده است.

72. «مجموعه مقالات پيرامون ماه مبارك رمضان»؛
كه در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

73. «مجموعه مقالات پيرامون جنگ از ديدگاه قرآن و حديث»؛
كه در مجلّه پيام انقلاب به چاپ رسيده است.

74. «مجموعه مقالات پيرامون سيره سياسي امام علي(ع)»؛
اين مقالات هم اينك در مجلّه پاسدار اسلام چاپ مي شود و بخشي از آن ها در كتابي تحت عنوان سيره سياسي امام علي(ع) چاپ شد و بخش ديگر آن هنوز بهصورت كتاب در نيامده است

75. مجموعه مقالات تحت عنوان «مدخلي بر سيره امامان شيعه:»؛
اين مقالات در نشريه كوير به چاپ رسيده است.

76. «پاسخ به بيانيّه مجمع روحانيون مبارز»؛
اين مقالات در روزنامه رسالت و هفته نامه شما به چاپ رسيده است.

77. «صفات و ويژگيهاي پيامبر(ص) در قرآن»؛

78. «خاتميّت»؛

79. «امامت».
اين سه مقاله در مجموعه تقويّت مباني اعتقادي به چاپ رسيده است.
 

2. آثار به چاپ نرسيده
آثار فارسي

1. سيره نبوي(ص)؛
2. سيره امامان:؛
3. شرح دعاي مكارم الاخلاق؛
4. اخلاق اداري.
 

آثار عربي

1. كتاب الحج؛
2. كتاب القصاص؛
3. كتاب الديات؛
4. بحثي پيرامون صلات مسافر؛
5. الاسير في الفقه الاسلامي؛
6. تقريرات دروس اساتيد.
 

3. آثار در دست چاپ

1. مجموعه چهارده مقاله پيرامون امام علي(ع)؛
2. مجموعه مباحث اخلاقي؛
3. تربيت در مكتب انبيا؛
4. مجموعه مباحث پيرامون امام زمان (عج) تدريس شده در مدرسه حجّتيّه؛
5. مجموعه مباحث پيرامون ولايت فقيه تدريس شده در مدرسه حجّتيّه؛
6. اسباب النّزول؛
7. مباني تربيت اسلامي؛
8. رساله‌اي پيرامون ولايت مطلقه فقيه؛
9. خانواده از ديدگاه اسلام.
 

ب) مصاحبه ها، سخنراني ها و نواره

1. مصاحبه با مجلّه پيام حوزه در باره حوزه؛ 2. مصاحبه با روزنامه كيهان در باره حوزه؛ 3. مصاحبه با روزنامه رسالت در زمينه اصلاحطلبي؛ 4. مصاحبه با روزنامه رسالت در باره نوروز؛ 5. سخن‌راني در مجموعه تحصّن؛ 6. مصاحبه در باره آقاي فلسفي، نشريه بلاغ مبين؛ 7. «تساهل و تسامح ديني» چاپ شده در كتاب تسامح آري يا نه؟؛ 8. «امر به معروف و نهي از منكر» چاپ شده در مجموعه نظارت صالحان؛ 9. «اسلام و مقتضيات زمان» چاپ شده در روزنامه اطلاعات و...؛ 10. مصاحبه پيرامون «امام علي(ع)» كه در روزنامه جوان چاپ شد.

گفتني است در بسياري از موارد، درس هاي تفسير، تاريخ و نهج‌البلاغه بنده ضبط شده است كه اكنون حدود 1280 نوار از درس تفسير آن در دست‌رس است.

همچنين نوار درس هاي سيره پيامبر(ص)، سيره امام علي(ع)، سيره حضرت زهرا(س)، سيره امام حسن(ع)، سيره امام حسین(ع) تا امام زمان (عج) نيز موجود است كه متأسّفانه به خاطر نداشتن امكانات از كيفيّت پاييني برخوردار است و برخي از نوارها نيز مفقود شده است.

نيز برخي از نوارهاي درس هاي نهج البلاغه و نوار درس هاي متفرّقه در ماه مبارك رمضان نيز موجود است.
 

ج) تدريس

از سال 1363شمسي تدريس عمومي دروس حوزه اي را آغاز كردم و تاكنون چهارده دوره معالم‌الاصول، سه دوره شرح لمعه، سه دوره رسائل، هفت دوره اصول الفقه، دو دوره تمام مكاسب، چهار دوره كفايه، تدريس نموده‌ام و در ايّام تعطيل نيز دروس شرح تجريد، شرح باب حاديعشر و درايه شهيد ثاني را براي طلاّ ب مي گفتم.

حدود شش سال است كه خارج اصول تدريس مي كنم و چهارمين سالي است كه به تدريس خارج فقه مشغولم و دوازدهمين سالي است كه درس تفسير شب ها بعد از نماز مغرب و عشا براي طلاّ ب دارم كه ـ بحمداللّه ـ تاكنون علاوه بر تفسير جزء آخر قرآن و تفسير سوره مسبحات و سوره حجرات و لقمان، منافقون، از جزء اوّل قرآن تا جزء ششم تفسير شده است كه به لطف خداوند نوار كاست همه اين دروس موجود است و تا اين لحظه كه اين سطور را مي نگارم 1300 جلسه درس تفسير داشته ام و به بركت قرآن كريم پيوسته اين درس مورد اقبال دوستان طلبه بوده است و همچنان هست و چهاردهمين سالي كه درس سيره پيامبر و ائمّه را روزهاي پنجشنبه براي طلاّ ب محترم در مدرسه فيضيّه دارم كه سال گذشته دوره اوّل اين بحث با اتمام مباحث سيره امام زمان(عج) پايان پذيرفت و در سال جاري تحصيلي سيره امام علي(ع) را براي بار دوم با روشي جديد و مباحثي نو آغاز كرده ايم، از خداوند متعال توفيق اتمام اين دوره را نيز دارم تا ـ انشاءاللّه ـ پس از آن بتوانيم دوره اي مفيد از سيره امامان: را به صورت مكتوب تقديم شيفتگان خاندان عصمت و طهارت بنمايم.
 

1. حوزهها و مراكز تدريس

بيشترين تدريس بنده در حوزه قم و در مدرسه فيضيّه بوده است. دو ترم در رشته تخصّصي، درس تفسير گفته‌ام: يك ترم در باره تحريف ناپذيري قرآن و ترم ديگر،درباره اسباب النّزول.نيزدر دانشكدهشهيدمحلاّ تي، فقهسياسي تدريس ميكنم.

تاكنون در مدارس و اماكن ذيل تدريس داشته‌ام:

1. مدرسه مرحوم آيه اللّه العظمي گلپايگاني؛ 2. مدرسه خان؛ 3. مسجد فاطميّه (مسجد آيه اللّه بهجت)؛ همچنين در ساليان اخير تمامي دروس بنده در مدرسه فيضيّه برگزار ميشود.
 

2. ارتباط با مراكز علمي و تحقيقاتي

سالياني است كه در هيئت مديره مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي عضويّت دارم. گفتني است اين مركز تحت نظارت عالي مقام معظّم رهبري اداره شده و ـ بحمداللّه ـ تاكنون در عرصه نرم افزاري علوم اسلامي، خدمات ارزنده‌اي عرضه كرده است.

مركز تحقيقات سپاه گاهي برخي جزوات خود را براي اظهار نظر برايم مي فرستند.

در مجلّه پاسدار اسلام نيز مقاله مي نويسم و در كميسيون سياسي ـ فرهنگي جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم عضويّت دارم و به عنوان استاد راهنما در مديريّت حوزه علميّه قم و مؤسّسه پژوهشي امام خميني در خدمت عزيزان طلبه مي باشم.


فعّاليّتها و مبارزات سياسي و اجتماعي
الف) قبل از پيروزي انقلاب

اينجانب از كودكي با نام مقدّس امام خميني و آرمان هاي بلندش آشنا شدم. با آغاز تحصيل دروس حوزه‌اي اين آشنايي عميقتر شد. از سال 1354شمسي ـ كه منبر رفتن را آغاز كردم ـ تاكنون منبرهايم روشنگر و در مسير تعيين شده از سوي امام خميني(ره) و مقام معظّم رهبري ـ مدّظلّه العالي ـ است. با توجّه به سنّ كمي كه در آستانه پيروزي انقلاب داشتم، بيشترين روش مبارزه بنده از طريق منبر بوده است كه ـ بحمداللّه ـ تأثير خوبي در شهرها و روستاها داشته است. مي توانم بگويم: آغازگر جريان انقلاب در روستاي زرند ساوه و نيز آدران شهريار اينجانب بودم و در شهرهاي شوشتر، تهران، سمنان كه زادگاهم مي باشد، نيز منبرهاي انقلابي و افشاگر عليه رژيم شاه داشته ام در عيد قربان سال 1357شمسي سخن‌راني انقلابي عليه رژيم شاه در مسجد امام خميني سمنان داشتم، در همان سخن‌راني كه هنوز رژيم طاغوت بر سر كار بود، نام مسجد را كه به نام شاه بود به نام مسجد امام خميني ناميدم و بعد از منبر به وسيله مردم فراري داده شدم. در محرّم همان سال دو باره به سمنان و سرخه دعوت شدم، طاغوتيان كه از منبر عيد قربان به شدّت خشمگين بودند در تعقيب من بر آمدند كه با تلاش آقاي فريدون (برادر آقاي حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيّت ملّي) از چنگ آنان گريختم، ولي مأموران شبانه به منزل پدرم حمله كردند و به اذيّت و آزار اعضاي خانواده پرداختند و چند روزي كوچه و خانه را مراقبت مي كردند كه مرا بيابند، ولي خوشبختانه نتوانستند. بعد از فرار از سمنان به تهران آمدم و از آنجا به قم رفتم. آن‌روز بيت آيه اللّه پسنديده كه مقرّ فرمان‌دهي انقلاب بود، مرا به سنندج اعزام كردند كه تمام شهر در اعتصاب بود عليه رژيم شاه و در آنجا نيز ـ بحمداللّه ـ سخن‌راني هاي حماسي مفيدي داشتم.

اينجانب به علّت سنّ كم، توفيق زندان و تبعيد در رژيم شاه را نداشتم، و لكن مبارزان سخت كوش و مقاومان نستوهِ تبعيدي را كه خالصانه براي خدا پاي در اين ميدان نهاده بودند، سخت دوست مي داشتم و در چشمم بسيار بزرگ بودند. أُحب الصالحين و لست منهم... .
 

ب) بعد از پيروزي انقلاب اسلامي

راهي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي براي خويش برگزيدم، كارِ فرهنگي بود. خودم را چنين شناختم كه در عرصه تربيت طلاّ ب مي توانم موفّق باشم و اين راه را انتخاب كردم و از آغاز تدريس عمومي تاكنون حدود سههزار طلبه از درس هايم استفاده كرده اند كه برخي هم اكنون در مسند تدريس حوزه خدمتگزار فرهنگ تشيّع‌اند و برخي ديگر در مشاغل اجرايي، سياسي، فرهنگي و ... مشغول‌اند. نيز در عرصه خطابه و قلم در حدّ توان خويش انجام وظيفه كرده ام و همچنان در اين عرصهها مشغول خدمتم.

خداوند اين توفيق را عنايت كرد كه در دوره دفاع مقدّس در فرصت هاي تبليغي شرفياب حضور رزمندگان گردم و ضمن استفاده از انفاس قدسي آنان، رسالت تبليغي خود را انجام دهم.
 

نمايندگي مجلس خبرگان رهبري

در سال 1376شمسي از حوزه انتخابي كرمان به نمايندگي دوره سوم مجلس خبرگان رهبري برگزيده شدم و اين در حالي بود كه تا آخرين لحظات هيچگونه رغبت و نشاط شخصي به پذيرش اين مسئوليّت نداشتم؛ امّا تكليف مرا به ميدان كشاند و ـ بحمداللّه ـ علي‌رغم آنكه يك ريال خرج تبليغ از خودم نكردم، مردم مؤمن استان كرمان مرا به نمايندگي مجلس خبرگان رهبري برگزيدند.

گفتني است در دو سال اوّل دوره سوم، عضو كميسيون هاي ذيل بوده‌ام:

1. منشي هيئت رئيسه كميسيون تحقيق؛
2. منشي هيئت رئيسه كميسيون اصل 107 و 109؛
3. عضو كميسيون آييننامه.

اميد كه خداوند توفيق انجام وظيفه در تمامي عرصه ها را عنايت فرمايد و زندگي و مرگ ما را در خدمت دين و مكتب اهل بيت: قرار داده، توفيق ديدارش را با شهادت نصيبمان فرمايد. آمين يا رب العالمين.

9/1/1380


[1] توبه(9) آيه .75
 
< بعد   قبل >
دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری
دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری