|229|

ولايت شرعيه مطلقه فقيه (از ديدكاه آية الله نجابت شيرازي "اعلي الله مقامه)

سعيد رحيميان

اهميت ولايت فقيه

ولايت فقيه مسئله اي كلامي - فقهي

ادله ولايت فقيه و اطلاق آن

چند نكته


فقيه وارسته، مفسر قرآن و عارف
بزرگوار مرحوم آية الله حاج شيخ
حسنعلي نجابت شيرازي
[1] از زمره عالمان
و فقيهان ژرف انديش است كه در
زمينه "ولايت فقيه"، اهميت، ابعاد،
حدود و شروط آن انديشيده و در اين
زمينه كتابي وجيز و اندك حجم اما پرفايده
نوشته اند. انگيزه اين جزوه - كه نخستين
بار در سال 1358 و پس از پيروزي
انقلاب منتشر شد - پاسخ گويي به
جريان هاي مخالف ولايت فقيه بود اما در
ضمن حاوي نكاتي مهم و روشن گر


|230|


|231|
ولايت موجود است كه موجب اطاعت
ايشان مي گردد: [6] 1- ولايت تكويني كه
ناشي از جهت وحي و الهام و علم
حضرات به افعال و اسما و اوصاف
ربوبي و نيز احاطه و تصرف تكويني
ايشان بر عالم به اذن الهي است؛
2- ولايت تشريعي كه ازطريق نصب از
جانب خداوند به ايشان واگذار
شده است [7].حال اين ولايت تشريعي،
خود دوجنبه دارد: 1- حكومت
و حياني (مبتني بر وحي) و تبليغ احكام و
امر و نهي و در مواردي قضاوت به امر
خداوند و مستند به وحي الهي؛
2- حكومت عرفي كه لازمه اجراي احكام
و فصل خصومات است. [8]

اطلاق آيه مورد بحث، هردو جنبه
حكومت وحياني و حكومت ظاهري
عرفي را دربرمي گيرد و تكرار "اطيعوا"
نشان امري غير از شان تبليغي و وحياني
و غير از حكومت وحياني
پيامبراكرم(ص) است و عدم تكرار آن
براي سومين بار براي اولوالامر نشان آن
است كه غير از طريق وحي، حكومتي
تشريعي و ظاهري و عرفي نيز براي


|232|
افراد براي امارت يا قضاوت و... توسط
نبي اكرم(ص) و اميرمؤمنان(ع) است. [11]

3- مقبوله عمر بن حنظله: در اين
مقبوله، راوي احاديث اهل بيت(ع) و
صاحب نظر در احكام حلال وحرام
به عنوان حاكم بر مردم نصب شده است و
اطلاق ولايت فقيه نيز در اين حديث از
عبارت "لم يقبل" منه استفاده مي شود.
[12]
ايشان احتمال اختصاص مفاد مقبوله به
قضاوت و حكم بين متنازعين را در غايت
ضعف تلقي نموده و مورد بحث را
مخصص ندانسته اند [13](مورد، مخصص
واقع نمي شود). مدرك ديگر، اطلاق
كلمه خلفايي بر راويان حديث و علما
است، چراكه "منصب خليفه همان
حكومت ظاهري بين مردم است، زيرا
خلافت در آن عصر، ظاهر در حكومت
بين مردم بود و بزرگ تري در خلق." [14]

4- توقيع درباره حوادث واقعه: توقيع
شريف بقيه الله الاعظم(عج) چهارمين
مستند ولايت مطلقه فقيه است:

"واما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها
الي رواة احاديثنا فانهم حجتي عليكم."
بدين بيان كه حوادث واقعه و مسائل


|233|
مستحدثه بيش تر مربوط به امور نوظهور
در عرصه سياست و اقتصاد و مسائل
اجتماعي و جاري مسلمانان است نه
احكام عادي و عبادي؛ به عبارت
ديگرحادثه حتماً راجع به موضوعات
است، زيرا احكام حادث نيست بلكه
احكام را خاتم انبيا(ص) بيان فرموده اند،
غاية الامر در موضوعات جديد تطبيق
حكمش به عهده فقيه جامع الشرايط است." [15]

5- حديث امام باقر(ع) در تبيين مراد از
اولوالامر و تفسير آن به صاحبان عقل و
علم به مدد حديث العلماء ورثة الانبياء.
[16]

6- مفاد نامه اميرالمؤمنين(ع) در لزوم
توانايي استنباط اولوالامر در موارد
اختلاف بين امت با استناد به آيه شريفه 183
سوره نساء "ولو ردوه الي الرسول والي
اولوالامر منهم لعلمه الذين يستنبطونه
منهم."
از اين استدلال واضح مي شود
كه علم در اولوالامر شرط است نه
عصمت.
[17]

7- آيه معيت با صادقان: "ياايها الذين
آمنوا اتقواالله وكونوا مع الصادقين."
[18]
بدين تقرير كه فقيه متعهد از جمله صادقان
است و معيت با وي ملازم با تبعيت از او
در امور شرعي و عرفي است(چراكه شأن
او صدور فتوا و انشاي حكم است) و
اطلاق معيت نيز دال بر اطلاق ولايت
است [19] و رواياتي كه در آن ها صادقين بر
معصومين(ع) تطبيق شده، مصاديق كامل
و اولي و احق را بيان مي كنند و مفيد
حصر نيستند. [20]

امر مذكور به موافقت با فقيه امر
ارشادي است و حكم اصلي در اين باب
به عهده عقل است و مخالفت حكم مزبور
مستلزم ضرر و محروم شدن متخلف
است.
[21]

8- آيه هدايت به حق: "... افمن
يهدي الي الحق احق ان يتبع امن لايهدي
الا ان يهدي فمالكم كيف تحكمون."
[22]
بنابراين براي مطاع بودن فرد، آگاهي به
حق و حقوق فرد وجامعه و راه نمايي
بدان ضروري است كه اين وصف فقيه
است. [23]

9- آيه دخول در اسلام: "يا ايهاالذين
آمنوا ادخلوا في السلم كافه ولاتتبعوا
خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين"
به
مدد روايات وارده در ذيل آيه.
[24]


|234|



|235|
و گاه اطلاق ولايت دربرابر تقييد آن به
احكام اوليه شرع و گاه دربرابر تقييد آن به
احكام شرع اعم از اوليه و ثانويه و گاه
دربرابر تقيد به هرگونه قانون و
مرزي(چنان كه حكومت مطلقه استبدادي
براي پادشاهان درصدر مشروطه و
دربرابر مشروطيت بدين معناي اخير
لحاظ مي شد.)

مرحوم آية الله نجابت در ناحيه
حكومت عرفي و بشري، هيچ حقي را
معادل و معارض با ولايت فقيه
نمي دانند، چراكه حق حاكميت ولي فقيه
به اذن خداوند توسط ائمه(ع) تفويض
شده است اما حقوق ديگر ازجمله حق
حاكميت ملت ازجمله حقوق موضوعه
بشر است به هرحال اولي در صورت
فرض تعارض بر دومي مقدم و وارد و
حاكم است. سخن ايشان چنين
است:
[31]"هيچ حقي از حقوق بشر قدرت
معارضه با ولايت فقيه را ندارد حتي حق
حاكميت ملت، عندالمزاحمه بر تقدير
صحت مدرك حق حاكميت ملت، جاي
معارضه نيست و منحصراً مورد ورود و
حكومت و نظر است نه معارضه".



|236|
لازم است كه تنها فقيه را اطاعت نمايند
در آن چه راجع به قرآن وسنت قطعيه
است و در غير اين اصلا حقي بر گردن
مردم از طرف خداوند ندارد." [32] و از
همين جا تفاوت اطلاق ولايت فقيه با
اطلاق ولايت معصوم(ع) و نيز سرّ
اشتراط عصمت در ولايت معصومين و
عدم اشتراط آن در فقيه واضح مي شود،
چرا كه در جانب حكومت عرفي و
تشريعي كه حيطه آن نه جعل حكم بلكه
انطباق حكم بر موضوع است، عصمت
شرط نيست.

ب - حيطه اطاعت از ولي فقيه: از نظر
آية الله نجابت همان طور كه ولايت فقيه از
جانب او مطلق است تبعيت از ولايت او
از جانب مكلفان نيز مطلق است
[33]
چنان كه در توقيع شريف نيز آمده: "الراد
عليهم كالراد علينا". تنها موردي كه
به لحاظ ثبوت و به تبع معنايي كه از
اطلاق به عنوان استثنا مطرح نموده اند،
مسئله علم قطعي به خطاي ولي فقيه است
كه آن هم جنبه ثبوتي(فرضي) دارد نه
اثباتي، چراكه خود، استبعاد مي نمايند
كه در امور مهمه از ولي فقيه مسئول و


|237|
رعايت مصالح امت است. لهذا در
حكم، از آن حيث كه حكم است،
تصديق و تكذيب راه ندارد اما به لحاظ
مبناي آن، كه مصلحت سنجي براي امت
است، حكم، يا مفيد و يا بلافايده
تشخيص داده مي شود و تشخيص
مصلحت نيز از آن جا كه امري است
ظريف و در مواردي پيچيده و مربوط به
موضوع شناسي كه خود نيازمند مشورت
با كارشناسان و افراد خبره كه همگي
مددكار ولي فقيه نيز هستند. بنابراين
به ندرت و كم اتفاق مي افتد كه شخصي
يقين كند در اين مورد خاص، موضوع را
بهتر از كليت نظام و دستگاه هاي اداري
آن تنقيح و تجزيه وتحليل نموده است. و
برفرض حصول چنين يقيني در ناحيه
نظري ملزم به تغيير رأي خود نيست و در
ناحيه عملي نيز از باب "النصيحة
لائمة المسلمين" و نقد و انتقاد سازنده،
مي تواند نظر و راه حل هاي خود را
ارائه دهد اما در نهايت نبايد وفاق امت و
تبعيت عمومي را عملاً خدشه دار كند.

ج - تفكيك ولايت تكويني از ولايت
تشريعي در ولايت فقيه: وجه ديگر
تفاوت بين ولايت فقيه با ولايت معصوم
آن است كه ولايت و اولويت معصوم،
ريشه در ولايت تكويني و علم او به اسما
و اوصاف و افعال الهي و قدرت او بر
جهان هستي و بالاخره عصمت او دارد.
اما منشا ولايت فقيه ملكه استنباط و
عدالت و مديريت وي است،هرچند
حصول ولايت فقيه براي يكي از
اولياءالله هيچ بعدي ندارد و چنان كه به
صريح سخنان ايشان، در حضرت
امام خميني - قدس سره - اين دو بعد درحد
اعلا جمع شده بود، اما لزوماً چنين
نيست كه در هر زمان مقرب ترين
ولي خدا، بهترين مدير جامعه نيز
باشد(سخن در غيرمعصوم است) يا در
طي قرون هركس به عنوان رياست عامه
مسلمين يا ولي فقيه برگزيده شد، لاجرم
مقرب ترين فرد به حق متعال باشد. [36] اما
در هرحال حكم ولي فقيه بر همگان حتي
بر اخص اولياي الهي جاري و
لازم الاتباع است.

نكته ديگر اين كه به عقيده ايشان
هرچه حيطه وجودي ولايت فقيه وسيع تر
باشد، اختيارات و احاطه او نيز گسترده تر


|238|
مي شود(هرچند به كيفيت و نحوه ارتباط
اين دو جنبه و طرح مدون آن اشاره اي
ننموده اند).

جاي جاي اين اثر ارزنده حاوي نكات
مهمي است كه در اين معرفي مختصر
نمي گنجد و مطالعه آن به محققان و
دانش پژوهان توصيه مي شود.

پي نوشت ها:
[1] . مرحوم آية الله نجابت از مروجان ولايت و
مرجعيت حضرت امام - قدس سره - بود.
وي رفيق و همرزم شهيد آية الله دستغيب و
از خط دهندگان اصلي مبارزه در شيراز
محسوب مي گرديدند. ايشان از زمره
شاگردان برجسته مرحوم سيدعبدالهادي
شيرازي و مرحوم آية الله خوئي بودند كه از
سال 1342 همگان را به تقليد امام
فرا خواندند. وي در بعد عرفاني از
شاگردان محضر عرفاني آية الله
قاضي طباطبائي و آية الله جواد انصاري
بودند. ابعاد مختلف حيات علمي، عرفاني
و سياسي ايشان، درخور مقاله يا رساله
جداگانه اي است كه در اين زمينه به منابع
ذيل ارجاع داده مي شود:


- كتاب دعا و توسل از آية الله سيدعلي
محمد دستغيب، شيرازي،(انتشارات فلاح
1374).
- جزوه سخنراني و مصاحبه حجة الاسلام
والمسلمين سيدعلي اصغر دستغيب
(انتشارات حوزه علميه شهيد نجابت،
1372).
- كلمه حق: متن سخنراني حجة الاسلام
كاكايي(همان انتشارات،1375).
[2] . ولايت مطلقه فقيه(چاپ دوم، 1371)
ص2و3.
[3] . همان، ص4. [4] . همان، ص6. [5] . نساء(4) آيه 59. [6] . اين مطلب خود ناشي از وجود دوجنبه مهم و
دو دستگاه خداوندي در موجودات و
بالاخص در انسان است: 1- دستگاه خلق كه
علي رغم دقت و استحكام، فاني و زايل
است؛ 2- دستگاه امر، كه موثر حقيقي و
منبع هر علم و قدرت و كمال در موجودات
است. اين عالم، مقوم عالم خلق است و
سلطنت خداوند عالم اولاً و بالذات در اين
عالم است و دائماً در تمام موجودات نازل و
موجب حيات جديد و كمال مي باشد(ولايت
مطلقه فقيه ص32و33). چنان كه در
آيه 112 از سوره طلاق مي خوانيم:
"ان الله الذي خلق سبع سموات ومن
الارض مثلهن يتنزل الامر بينهن لتعلموا
ان الله علي كل شيء قدير وان الله قداحاط
بكل شيء عليم." نيز ر.ك: شرح دعاي
رجبيه از آية الله نجابت ص5-15.


|239|
[7] . همان، ص13. [8] . همان، ص12. [9] . همان، ص12و13. [10] . همان، ص14-16. [11] . همان، ص17. [12] . همان، ص18. [13] . همان، ص20. [14] . همان. [15] . همان، ص21. [16] . همان، ص22. [17] . همان، ص22و23. [18] . توبه(9) آيه 119. [19] . همان، ص25. [20] . همان، ص26. [21] . همان، ص27. [22] . يونس(10) آيه 35. [23] . ولايت مطلقه فقيه، ص27. [24] . همان، ص30. [25] . همان، ص37. [26] . همان، ص37و38. [27] . يونس(10) آيه 25.

[28] . نحل(16) آيه 125. [29] . يوسف(12) آيه 108. [30] . ولايت مطلقه فقيه ، ص37. [31] . همان، ص8. [32] . همان، ص 8 و 9. در جاي ديگر
فرموده اند: ملت در مقابل حكومت مطلقه
فقيه حق قيام يا معارضه را ندارند مگر آن كه
از فقيه متعهد و مسئول خلاف قرآن يا سنت
اتفاقي(قطعي) پيداشود همه در هر لباس
بايد اطاعت وي را قبول ننمايند. (همان،
ص40)
[33] . ولايت مطلقه فقيه، ص12و18. [34] . همان، ص18و19. [35] . همان، ص19. [36] . چنان كه در زمان شيخ اعظم انصاري(ره) كه
رياست عامه مسلمين بدو رسيده بود،
افرادي از اولياي خداوند ازجمله سيدعلي
شوشتري و ملاحسينقلي همداني مي زيستند
كه مرحوم شيخ به شاگردي ايشان افتخار
مي نمود.

نقد كتاب فهرست معرفى و نقد و بررسى كتاب فقه الحكومة الاسلامية