|140|

نظام اسلامى و
حريم خصوصى شهروندان


محمد منصورنژاد [*]


نوشتار حاضر در عناوين زير سامان يافته است: الف) مدخل بحث، ب) دولت
اسلامى و حريم خصوصى شهروندان، ج) نتيجه گيرى.

الف) مدخل بحث: در اين مدخل، سه عنوان زير بررسى گرديده است: 1 .طرح
مطلب، 2. مفهوم بندى و تمركز بحث، 3. رويكرد نظام هاى سياسى و دولت ها و
حريم خصوصى.

1. طرح مطلب

اگر امروز گفته شود بشريت گرايش به رعايت حقوق بشر و حقوق شهروندى
دارد، به نظر قابل قبول مى رسد؛ زيرا سير حكومت هاى بشرى، از امپراتورى هاى
بزرگ، به سوى دولت هاى مطلقه و از دولت مطلقه به دولت ـ ملت ها


[*] دكتراى علوم سياسى از دانشگاه تهران.

|141|

(Nation-state) كشانده شده و به خصوص در قرن بيستم است كه حق رأى عمومى پذيرفته
شده و تا حدى مردم گرايى نفوذ و سيطره يافته است كه حتى ديكتاتورترين نظام ها نيز مدعى
مردم سالارى اند!

اما اين داستان روى ديگرى نيز دارد كه اتفاقاً آن جنبه نيز محصول تجدد و پيشرفت هاى
علمى و تكنولوژيكى بشر است؛ براى نمونه، وقتى امروزه در پژوهش ها سخن از نوسازى
شخصيت با برق، خلق شخصيت هاى تازه از طريق جراحى مغز، رام كردن بچه هاى سركش
در مدارس دولتى از طريق شيميايى، قرص بهرهء هوش، پاك كردن حافظه يا سدكردن راه
آموزش و...[1] سخن به ميان مى آيد، به راحتى نمى توان از حرمت آدميان و به خصوص حفظ
حريم خصوصى انسان ها حرفى به زبان آورد، بلكه حتى مى توان گفت كه در عصر حاضر
حريم خصوصى انسان ها (جسم، عقل و قلب) به صورت عميق تر و خطرناك ترى در معرض
تهديد است.

در عصر موج سوم، به تعبير تافلرى، گرچه سخن از تهديد امنيت ملى از سوى كاربران
وسايل ارتباط جمعى و ابزارهاى اطلاعاتى و ارتباطاتى جديد مانند اينترنت است وبا
تكنولوژى اطلاعاتى، حفظ حاكميت ملى دشوار مى نمايد و از سوى افراد جامعه